فرهنگ عمید
۱. پاره ای از سنگ، یک تکۀ سنگ.
۲. = پارسنگ
۱. پاره ای از سنگ، یک تکۀ سنگ.
۲. = پارسنگ
( اسم ) پارسنگ پاسنگ پاهنگ.
💡 بود هر پاره سنگی را درین جا هزاران چشمه همچون سنگ سودا
💡 دلخراشی گر مرا مشهور سازد دور نیست پاره سنگی از خراش سینه صاحب نام شد
💡 به دشتی کز عطش هر پاره سنگش چو اخگر داشت تابی و چه تابی
💡 پاره سنگ از دل بیدرد به زن که او مرد آمد از نامرد به
💡 همانگه بیاورد سه پاره سنگ چو خورشید تابنده از رنگ رنگ
💡 برآشفت پتیاره همچون نهنگ برایشان بینداخت یک پاره سنگ