پارسه
پارسه به عنوان نامی تاریخی و کهن، به معنای مردم پارس است. در زبان پارسی باستان، این واژه به شکل پارسه نوشته میشده و به نوعی نشاندهنده هویت فرهنگی و ملیتی است که به سرزمین پارس نسبت داده میشود. این نام در واقع به نمایندگی از یک قوم و فرهنگ غنی با تاریخ طولانی و پر از افتخار به کار رفته است. واژه پارسی به معنای وابستگی به این قوم و سرزمین است و نشاندهنده پیوند عمیق افراد با تاریخ و سرزمینشان میباشد. این نام و مفهوم نه تنها به جغرافیا بلکه به روح و فرهنگ مردمی اشاره دارد که در طول تاریخ همواره در پی حفظ هویت خود بودهاند. بنابراین، پارسه نه فقط یک واژه، بلکه نمادی از تاریخ و فرهنگ غنی ایران باستان است.
مترادفها
پاک، خالص، پارسا
متضادها
ناپاک، پلید، فاسد، بیشرم
لغت نامه دهخدا
پارسه. [ س َ / س ِ ] ( اِ مرکب ) گدائی. ( برهان ). تکدّی. پَرسه. || گدا. ( غیاث اللغات ).
پارسه. [ س َ ]( اِخ ) یکی از شعب نژاد ایرانی. رجوع به فارس شود.
پارسه. [ س َ ]( اِخ ) پارس [ س َ ] سرزمین پارس. || شهری در پارس ( فارس ). رجوع به پرس پلیس و تخت جمشید شود.
فرهنگ معین
(س ِ ) (اِمر. ) ۱ - گدایی، پرسه. ۲ - گدا.
فرهنگ عمید
۱. دوره گردی برای گدایی، گدایی.
۲. کدخدایی
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - گدایی پرسه تکدی. ۲ - گدا.
گدایی یکی از شعب نژاد ایرانی
فرهنگ اسم ها
اسم: پارسه (دختر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: pārse) (فارسی: پارسه) (انگلیسی: parse)
معنی: مردم پارس، پارسی در پارسی باستان به صورت پارسه نوشته می شده است و پارسی به معنای مردم پارس است، س پارسی
دانشنامه آزاد فارسی
پارسه (رایانه)(Parse)
تقسیم برنامه به قطعات کوچکتر تا برنامه بتواند روی اطلاعات آن کار کند.
جمله سازی با پارسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او مردی بسیار پارسه و متقی بود که همواره تلاش میکرد در تمامی اعمال روزانه خود از اصول اخلاقی و مذهبی پیروی کند.
💡 در داستانهای قدیمی، قهرمانان اغلب افرادی پارسه بودند که با پاکدامنی و صداقت خود توانستند بر تمام سختیهای زندگی پیروز شوند.
💡 زندگی پارسه و ساده یکی از ویژگیهای برجسته دانشمندان بزرگ در دوران باستان بود که از مادیات و زرق و برق دوری میجستند.