پا انداختن

فرهنگ معین

(اَ تَ ) (مص ل. ) جاکِشی کردن، واسطة عمل منافی عفت شدن.

ویکی واژه

جاکِشی کردن، واسطة عمل منافی عفت شدن.

جمله سازی با پا انداختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خز و اطلس به پا انداختندش به پای انداز فرق افراختندش

💡 او مدام سعی می‌کند در مسائل شخصی دیگران پا بیندازد تا بتواند بر تصمیمات آن‌ها تأثیر بگذارد و کنترل امور را در دست بگیرد.

💡 نباید بدون داشتن اطلاعات کافی و دانش لازم، در گفتگوهای علمی و تخصصی میان متخصصان پا بینداخت و نظرات بی‌پایه مطرح کرد.

💡 برخی از همکاران همیشه تلاش می‌کنند در پروژه‌های حساس شرکت پا بیندازند تا شاید بتوانند از موفقیت دیگران برای خودشان سود ببرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران