وستاد

لغت نامه دهخدا

وستاد. [ وَ ] ( ص، ق ) بسیار. ( فرهنگ فارسی معین ).توضیح اینکه این کلمه در فرهنگها به صورت «وستاد» و «وستاذ» و «وسناد» آمده. در لغت فرس اسدی چ اقبال ص 106 آمده: وسناد بسیار باشد. رودکی گوید:
امروز به اقبال تو ای میر خراسان
هم نعمت و هم روی نکو دارم وسناد.رودکی.نفیسی نوشته اند ( رودکی ج 3 ص 1056 ج 6 ): پندارم که در اصل وسیار بوده باشد که شاید لهجه ای از همان کلمه بسیار باشد. در صحاح الفرس وستاذ به همین معنی آمده. ممکن است کلمه مصحف وسیاد، وسداد، بسیار باشد. قیاس شود به اسپنددات،اسپندیاد، اسپندیار. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به وسناد شود.

فرهنگ معین

(وَ ) (ص. ) بسیار.

فرهنگ فارسی

(صفت ) بسیار. توضیح این کلمه در فرهنگها بصورت ((وستاد ) ) (( وستاذ ) ) و ((وسناد ) ) آمده. رودکی گوید: امروز باقبال تو ای میر خراسان هم نعمت و هم روی نکودارم و سناد. ) )

ویکی واژه

بسیار.

جمله سازی با وستاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خود مرید آن کس که در جان مراد کس نبیند جز خدای اوستاد

💡 این شهر همچنین زادگاه شاعر نامدار بالکان کوستادین میلادینوف است.

💡 گل را بلطف تربیت بحر داد و ابر رحمت باوستاد من آن ابر بحر بار

💡 پیش تو که بس گرانست و جماد مطربست او پیش داود اوستاد

💡 عیب‌ از آنجاست کاوستاد نخست درس بد داد و راه باطل جست

ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز