لغت نامه دهخدا
وروت. [ وُ ] ( اِ ) خشم. ( اوبهی ) ( حاشیه اسدی ) ( فرهنگ فارسی معین ). غضب. ( فرهنگ فارسی معین ).
- وروت کردن؛ خشم کردن. غضب کردن. ( فرهنگ فارسی معین ):
بر من ای سنگدل وروت مکن
ناز بر من تو با بروت مکن.بارانی ( از فرهنگ اسدی ).
وروت. [ وُ ] ( اِ ) خشم. ( اوبهی ) ( حاشیه اسدی ) ( فرهنگ فارسی معین ). غضب. ( فرهنگ فارسی معین ).
- وروت کردن؛ خشم کردن. غضب کردن. ( فرهنگ فارسی معین ):
بر من ای سنگدل وروت مکن
ناز بر من تو با بروت مکن.بارانی ( از فرهنگ اسدی ).
(وُ ) (اِ. ) (عا. ) خشم، غضب.
خشم، غضب.
وروت ( به آلمانی: Weroth ) یک شهر در آلمان است که در وستروالدکرایس واقع شده است. وروت ۶۱۶ نفر جمعیت دارد.
(عا.)
خشم، غضب.
💡 متر طول و ۱۰ تا ۲۰ تن نیز وزن داشتهاست. ولی بعضی از آنان نیز بسیار بزرگ بودند به عنوان مثال کریتوسور با ۹٬۵ متر طول و ۳٬۵ تن وزن و اولوروتایتن با ۱۲ متر طول و حداکثر ۵٫۵ تن وزن از یک فیل بزرگتر بودند.
💡 نوروپاتی الکلی شایعترین عوارض عصبی در افراد معتاد به الکل است. این افراد پارستزیا، درد، و ضعف دارند. این افراد همچنین کاهش احساس درد و کاهش احساس دما دارند. بهطور معمول، تخریب و دمیلینه شدن آکسون، احتمالاً با توجه به اثر نوروتوکسیک اتانول دراعصاب محیطی است.
💡 وی در سال ۲۰۱۷، در بازیهای جهانی ۲۰۱۷ که در وروتسواف، لهستان برگزار شد، در کومیته ۶۸ کیلوگرم بانوان برنده مدال نقره شد. در بازی نهایی او در برابر لامیا ماتوب از الجزایر شکست خورد.
💡 طبق آمار منتشر شده از رکورد زمانی آلفا رومئو ۴سی در پیست نوربورگرینگ توسط مجلهٔ خودرویی ایتالیایی کواتروروت، خودروی ۴سی موفق به ثبت زمان ۸:۰۴ دقیقه برای طی یک دور پیست شدهاست.
💡 بهطور کلی، آمریکاییها «یگانه بودن» ملی را در نظر گرفتهاند. دوروتی راس مورخ به سه جریان مختلف در خصوص ویژگیهای منحصر به فرد اشاره میکند.