ورنجن. [ وَ رَ ج َ ] ( اِ ) برنجن. حلقه ای باشد از طلا و نقره و امثال آن که زنان بر دست و پای کنند. آنچه بر دست کنند دست ورنجن و آنچه بر پای کنند پای ورنجن خوانند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). به عربی خلخال گویند. ( آنندراج ). مبدل برنجن و اصل در آن حلقه دست برافکن بوده برافکن را به تعریب برنجن کرده اند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). برنجن. برنجین. ورنجین. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).
(وَ رَ جَ ) (اِ. ) برنجن، حلقه ای از زر و سیم و یا فلزات دیگر که زنان در دست و پا کنند.
= برنجن
برنجن؛ حلقهای از زر و سیم و یا فلزات دیگر که زنان در دست و پا کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به ساعدکند دست اورنجنش گلوبندی آویزد از گردنش
💡 ز دست این دل پر شیون خویش همی پیچم چو دست اورنجن خویش
💡 ز جنبش، بال مرغان شد نوازن؛ یا بود لرزان بساق و ساعد لیلی وشان، خلخال و اورنجن