وخامه
مترادفها
مخمل
لغت نامه دهخدا
وخامه. [ وَ م ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جراحی بخش شادگان شهرستان خرمشهر،در یکهزارگزی راه فرعی اتومبیل رو خلف آباد به شادگان. واقع در دشت. گرمسیر مالاریائی. سکنه آن 240 تن و آب آن از رودخانه جراحی تأمین می شود. ساکنین از طایفه سادات هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
ده از دهستان جراحی بخش شادگان شهرستان خرم شهر و یکهزار گزی راه فرعی اتومبیل رو خلف آباد به شاگان دشت گرم سیر مالاریائی - سکنه ۲۴٠ تن. آب از رودخانه جراحی
جمله سازی با وخامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چوخامه هرکه زبان تر کند بمدحت شاه کنددهان چودهان دویت مشک آگین