وافد

لغت نامه دهخدا

وافد. [ ف ِ ] ( ع ص ) بر سویی آینده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). بر سویی پیش کسی رونده. ( غیاث اللغات ). ج، وفود. اوفاد. وفد. || آینده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || آن که مرکب نجیب سوار شود. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || سنگخوار و شتر پیشی گیرنده. ( از اقرب الموارد ). شتر پیشرو و سنگخوار پیشی گیرنده در سیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بر زمین زننده و افکننده. ( آنندراج ). || ( اِ ) تندی دو رخسار که وقت خائیدن بلند شود. و آن در پیری زائل شود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). برآمدگی گونه هنگام جویدن که در روزگار پیری از میان میرود. ( از اقرب الموارد ).
وافد. [ ف ِ ] ( اِخ ) حیی است از عرب. ( از اقرب الموارد ). نام گروهی از تازیان. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(فِ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - بر سویی آینده، آینده. ۲ - نزد کسی رونده. جِ (عربی ) وفود، اوفاد، وفد.

فرهنگ عمید

۱. کسی که برای رساندن پیغام به جایی می رود، رسول.
۲. واردشونده، درآینده.

فرهنگ فارسی

آینده، آینده باپیغام، وفدوفودجمع
(اسم ) ۱ - بر سویی آینده آینده. ۲ - نزد کسی رونده جمع ( عربی ) وفود اوفاد وفد.
حیی است از عربی. نام گروهی از تازیان

جمله سازی با وافد

💡 قوله تعالی: «وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ» این در برابر آنست که: «وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ ما ذا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ» و این آن بود که احیاء عرب بایّام موسم کس فرستادند به مکّه تا از احوال رسول خدای (ص) بپرسند و قصّه وی بداند و نشان وی بپرسد، چون بدر مکّه رسید مقتسمان که بر راه بودند یکی می‌گفت محمّد ساحرست، یکی می‌گفت شاعرست، یکی می‌گفت کذّابست، یکی می گفت مجنونست، و می‌گفتند: لو لم تلقه خیر لک اگر او را نبینی ترا به بود، آن سائل گفت: انا شرّ وافد ان رجعت الی قومی دون ان ادخل مکّة و استطلع امر محمّد او القاه پس من بد پیکی باشم و بد رسولی از قوم خویش اگر هم باین سخن باز گردم و در مکّه نروم و محمّد را نبینم و حال وی باز ندانم، چون در مکّه شد اصحاب رسول و مؤمنان را دید گفت: «ما ذا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ» اینست که ربّ العالمین گفت: «وَ قِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ» ما و ذا کالشی‌ء الواحد و المعنی: ای شی‌ء انزل ربّکم چه چیز است که خدای فرو فرستاد بر محمّد؟ «قالُوا خَیْراً» اینجا دو قول گفته‌اند: یکی انزل خیرا و هو القرآن الجامع لجمیع الخیرات، ایشان جواب دادند که خیر فرو فرستاد یعنی قرآن فرو فرستاد که جامع خیراتست و منبع حسنات و بیان ثواب مؤمنان.