وارو
مترادفها
وارونه، پشت و رو، واژگون
لغت نامه دهخدا
وارو.( اِ ) مقابل رو. پشت. عکس. ( از یادداشتهای مؤلف ).
- وارو زدن در کاری؛ بعکس آن رفتار کردن. بخلاف آن رفتن. جهت مقابل آن برگزیدن.
|| واروک. زگیل. رجوع به واروک شود.
وارو. ( اِخ ) وارُن. شاعر و نویسنده لاتینی. رجوع به وارن شود.
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - وارون، واژگون. ۲ - پُشتک.
(اِ. ) = واروک: زگیل.
(اِمر. ) قلمه های درخت تبریزی را گویند.
فرهنگ عمید
۱. وارون، واژگون.
۲. (اسم مصدر ) (ورزش ) در ژیمناستیک، پشتک.
* وارو زدن: (مصدر لازم )
۱. (ورزش ) پشتک زدن در آب، گود زورخانه، و بر روی زمین.
۲. برعکسِ کار کس دیگر کاری انجام دادن.
فرهنگ فارسی
وارون، واژگون به معنی پشتک هم میگویند
( اسم ) قلمه های درخت تبریزی را گویند.
وارن شاعر و نویسنده لاتینی
دانشنامه عمومی
وارو ( به تاجیکی: Ҷамоати Ворӯ ) جماعت و شهرکی در شمال غربی تاجیکستان است که در ناحیهٔ پنجکنت ولایت سغد قرار دارد. در روستای وارو غالباً مردم می توانند به فارسی بنویسند و بخوانند. جمعیت این جماعت ۹٬۹۶۸ نفر است.
وارو (فیلم ۲۰۰۶). وارو ( به انگلیسی: Waru ) فیلمی اکشن به کارگردانی تاکاشی میکه محصول سال ۲۰۰۶ است. فیلمنامه این کار را هیسائو ماکی بر اساس مانگایی از خودش نوشته است.
جمله سازی با وارو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دل خوش نمیکنیم فصیحی ز آسمان می خویش را ز ساغر وارون نمیدهیم
💡 میخواست فلک که خوارو زارم بکشد وز محنت و درد بی شمارم بکشد
💡 خواری و زاری و آوارگی و دربهدری این همه فرخی از اختر وارون دارد
💡 ما به خون خود چو داغ لاله از بس تشنه ایم خاک را رنگین نسازد کاسه وارون ما
💡 از جوش گریه زیر و زبر گشت آسمان پوشید چرخ، جامه وارون درین عزا
💡 کشاورز پس از اتمام عملیات برداشت محصول، با استفاده از یک وارو بزرگ شروع به شخم زدن زمین کرد تا خاک برای فصل آینده آماده شود.
💡 برای آمادهسازی باغستان جهت کاشت نهالهای جدید، ابتدا باید با یک وارو دستی، خاکهای سطحی را از زیر خاکهای سخت و سفت بیرون کشید.
💡 استفاده از واروهای مکانیکی در کشاورزی مدرن باعث شده است که فرآیند آمادهسازی زمین بسیار سریعتر و با صرف انرژی بسیار کمتری انجام پذیرد.