لغت نامه دهخدا
هم اسم. [ هََ اِ ] ( ص مرکب ) هم نام. دو کس یا دو چیز که نامشان یکی است.
هم اسم. [ هََ اِ ] ( ص مرکب ) هم نام. دو کس یا دو چیز که نامشان یکی است.
( صفت ) دو یا چند تن که یک نام دارند همنام هم اسمی.
omonimo
💡 خرد چو خواست ز هم اسم او به ایمائی شود وسیله تاریخ او بوجه حسن
💡 چنان باشد که چون یکی شود جسم برافتد آنگهی دیدار و هم اسم
💡 بجز در آینه جان ما نکرد ظهور جمال عشق، که هم اسم و هم مسما شد
💡 گرچه دارد هم وزیری و هم اسم خواجگی هست در فرمان و معنی پادشاه کامگار
💡 هم رسم تو صیاد رسن تاب توان گفت هم اسم وی استاد رسن باز توان کرد
💡 هم اسم و رسم و نعمت و صفت آمده پدید هم عین و غیر اندک و بسیار آمده