لغت نامه دهخدا
هلیو. [ هََ وْ ] ( اِ ) سبدی را گویند که از چوب و نی بافند و چیزها در آن کنند. ( برهان ).
هلیو. [ هََ وْ ] ( اِ ) سبدی را گویند که از چوب و نی بافند و چیزها در آن کنند. ( برهان ).
(هِ یا هَ ) (اِ. ) سبدی که از چوب و نی بافند و چیزها در آن کنند.
(اسم ) سبدی که از چوب ونی بافندوچیزها در آن کنند.
سبدی که از چوب و نی بافند و چیزها در آن کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سورفکتانت (مادهای که نقش بسیار مهمی در بدن انسان برای ضدعفونی ریهها دارد)، ترکیبات پایهایِ فوم، آب و هلیوم مواد تشکیلدهندهٔ آن است.
💡 فرانکلند یکی کسانی است که توانست هلیوم را شناسایی کند. همچنین پژوهشهای او علاوه بر شیمی در زمینهٔ زیستشناسی و باکتریها هم ادامه داشت.
💡 تا سال ۲۰۱۱، تخمین زده شده است که ذخایر هلیوم دنیا در حدود ۴۰ میلیارد متر مکعب باشد، که یک چهارم از این ذخایر در میدان گازی پارس جنوبی که میان ایران و قطر مشترک است، قرار دارد. در سال ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶، ذخایر احتمالی جدیدی در رشته کوههای راکی در آمریکای شمالی و در کافت شرق آفریقا اعلام شده است.
💡 تا که نه باز هر مار باشد هلیون تا که نه با نیش کژدم است درونه