هلهله

لغت نامه دهخدا

( هلهلة ) هلهلة. [ هََ هََ ل َ ] ( ع مص ) تنک بافتن جامه را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || نزدیک شدن. ( منتهی الارب ). || برگردانیدن آواز را در گلو. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || چشم داشتن. || درنگی نمودن. || بیختن آرد را به پرویزن. || به لفظ «هلا» زجر کردن اسب را. ( منتهی الارب ).
هلهله. [ هََ هََ / هَِ هَِ ل َ / ل ِ ] ( اِ صوت ) سر و صدای حاکی از شادی و شعف. هورا. جوش و خروش:
چون نماند اندر میان بس فاصله
خاست از کشتی دزدان هلهله.مولوی.

فرهنگ معین

(هَ هَ لِ ) [ ع. هلهلة ] (اِ. ) هیاهو و سر و صدا در جشن و شادمانی.

فرهنگ عمید

۱. صداهای درهم و هیاهوی مردم در جشن و شادمانی.
۲. [قدیمی] صدا را در گلو گرداندن.

فرهنگ فارسی

صدارادرگلوگرداندن، صداهای درهم وبرهم مردم
تنک بافتن جامه را نزدیک شدن

ویکی واژه

هلهلة
هیاهو و سر و صدا در جشن و شادمانی.

جمله سازی با هلهله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیرا هلهلهٔ پیرزنان می‌کشدم باکم از کشمکش تیر زنان این همه نیست

💡 در خیمه‌گهت برای غارت با هلهله کوفیان دویدند

💡 خارجی منصف تر است از این وزیر خارجه ای پسر در عزل او هم رقص کن هم هلهله

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز