لغت نامه دهخدا
هفت منزل. [ هََ م َ زِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از هفت آسمان است. ( برهان ). || نیز هفت وادی را گویند که فریدالدین عطار در منطق الطیر بیان کرده است... ( از آنندراج ). رجوع به هفت وادی و هفت شهر عشق شود.
هفت منزل. [ هََ م َ زِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از هفت آسمان است. ( برهان ). || نیز هفت وادی را گویند که فریدالدین عطار در منطق الطیر بیان کرده است... ( از آنندراج ). رجوع به هفت وادی و هفت شهر عشق شود.
( ~. مَ زِ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) کنایه از: هفت آسمان.
کنایه از هفت آسمان
کنایه از هفت آسمان است
کنایه از: هفت آسمان.
💡 بگوییم تا هفت منزل به راه بسازند پتیاره پیش سپاه
💡 پیاده یی که کند خدمت شه شطرنج چو هفت منزل در خدمتش بپیماید
💡 برو ترک این هفت منزل بگوی بیا دست ازین مار نهسر بشوی
💡 به فر و به مردی و زور و هنر بدین هفت منزل بیابد گذر