هفت اژدها

لغت نامه دهخدا

هفت اژدها. [ هََ اَ / اِ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) کنایت از هفت کوکب است. ( آنندراج ) ( برهان ). هفت سیاره. ( ناظم الاطباء ):
از خنجر زهرآبگون هفت اژدها را ریخت خون
همت زنه پرده برون دل هشت مرعا داشته.خاقانی.

فرهنگ معین

( ~. اَ دَ ) (اِمر. ) کنایه از: هفت سیاره.

فرهنگ فارسی

کنایه از هفت سیاره قدما است.
کنایت از هفت کوکب است هفت سیاره

ویکی واژه

کنایه از: هفت سیاره.

جمله سازی با هفت اژدها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از خنجر زهر آبگون هفت اژدها را ریخت خون همت ز نه پرده برون، دل هشت مرعا داشته

💡 در تست گنج پنهان زانی به چشم ویران بین گرد خویش گردان این هفت اژدها را

💡 خاقان اکبر کز دها بگشاد نیلی پرده‌ها دید آتشین هفت اژدها در پرده ماوا داشته

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز