هشتگانه

لغت نامه دهخدا

هشتگانه. [ هََ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) هشتگان. هشتم. منسوب به هشت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به هشتگان شود.

فرهنگ عمید

دارای هشت جزء یا هشت عدد.

فرهنگ فارسی

(صفت ) منسوب به هشت

جمله سازی با هشتگانه

💡 خوشیهای بهشت هشتگانه همان عیش و حیات جاودانه

💡 زند بر هفت جدول مسطری یک خط خوش قامت که سر بروی نهد آن هشتگانه از بن دندان

💡 احترام به بزرگ‌تر، تی (به ژاپنی: 孝悌 こうてい) یکی از فضیلت‌های هشتگانه در کنفسیوس‌گرایی و به معنای احترام و اطاعت از برادر و اشخاص بزرگ‌سال‌تر است.

💡 ارتفاع متوسط این منطقه از سطح دریا حدود ۱۱۹۰ متر می‌باشد.[نیازمند منبع] آبشارهای مذکور پس از نمایش رقص زیبای خود در آبشارهای هشتگانه، به مصرف باغات و آب شرب اهالی در پایین دست می‌رسد.

💡 ای دوست چون ذات او یکیست، این هشت صفت با تعدد چیست؟ باش تا این یک صفت را بینی اتصال یافته باشی بدین صفات هشتگانه، و این یک صفت چنان با خاصیت و کمال است که هشت خاصیت درو درج شده است. پس هر نشان که آمد و هر ادراک که یافتند، و هر صفت که گفتند بر صفات آمد؛ از ذات کی توان خود چیزی گفتن، و یا وصف کردن؟ «الصَّمَد» تمامی بیان بی چونی ذات نکرده است؟!

پته یعنی چه؟
پته یعنی چه؟
فر و شکوه یعنی چه؟
فر و شکوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز