هزیمت یافتن
مترادفها
شکست خوردن، مغلوب شدن، باختن
متضادها
پیروز شدن، پیروز گشتن
فرهنگ معین
( ~. تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) شکست خوردن، پراکنده شدن.
ویکی واژه
شکست خوردن، پراکنده شدن.
جمله سازی با هزیمت یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون ز حد بیرون غنیمت یافتند وآن سیه رویان هزیمت یافتند
💡 ارتش دشمن پس از چندین هفته درگیری بسیار شدید و با کمبود شدید مهمات، در نهایت مجبور شد در برابر نیروهای مقاومت هزیمت یافتن را تجربه کند.
💡 تاریخ نشان میدهد که بسیاری از امپراتوریهای بزرگ در نهایت به دلیل اختلافات داخلی و ضعف مدیریت نظامی، در میدانهای نبرد دچار هزیمت یافتن شدند.
💡 استراتژیهای نظامی نادرست و عدم هماهنگی میان واحدهای مختلف باعث شد که نیروهای متحد در آخرین نبرد سرنوشتساز خود، دچار هزیمت یافتن شوند.