نیسته. [ ت َ / ت ِ ] ( ص ) نیست. ( لغت فرس اسدی ) ( اوبهی ) ( برهان قاطع ) ( رشیدی ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). معدوم. ناچیز. ( آنندراج ). نابود. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نیست شود:
آس شدم زیر آسیای زمانه
نیسته خواهم شدن همی به کرانه.کسائی ( از لغت فرس ).
(تِ ) (ص مف. ) ناپدید، معدوم.
نابود، معدوم: آس شدم زیر آسیای زمانه / نیسته خواهم شدن همی به کرانه (کسائی: ۵۸ ).
نیست، نابود، معدوم
( صفت ) نابود معدوم: (( آس شدم زیر آسیای زمانه نیسته خواهم شدن همی بکرانه. ) ) ( کسائی. لفا اق. ۴۵۱ ) (در رشیدی: نیسته گشتم ز بس جفای زمانه ).
ناپدید، معدوم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حزب برای اجرای برنامهها و سرکوب مخالفان خود از طریق نظامی گری اساس را تأسیس کرد و از طریق اعمال فشار اجازه فعالیت به مخالفان خود، شامل گروههای چپ، کمونیستها و دموکراتها نمیداد.
💡 در تابستان ۱۹۸۴، الیور نورث به یکی از همکاران ویلسون برای کمک به خرید اسلحه برای کنتراها، یک گروه شورشی که در تلاش برای سرنگونی دولت چپگرای ساندینیستهای نیکاراگوا بود، مراجعه کرد.
💡 آگونیستهای دوپامین مانند پرامیپکسول و کابرگولین، گاباپنتین و بنزودیازپینها در درمان این اختلال بکار میروند.
💡 نخست شرکت اسلامیان ز همت خویش پدید کردی وز آن گشت نیستها همه هست
💡 علامه بلخی با حمله اسرائیل به سرزمینهای عربی به دفاع ازمردم فلسطین پرداخت و مردم افغانستان را ضد صهیونیستها تحریک کرد و برای مردم فلسطین کمکهای سیاسی و مالی فراهم کرد.