لغت نامه دهخدا
نغمات. [ ن َ غ َ ] ( ع اِ ) آوازهای خوش. ( غیاث اللغات ). ترانه ها و سرودها و آوازها. ( ناظم الاطباء ). ج ِ نغمة. رجوع به نغمة شود: و بر سطح دیگر انواع نغمات و اصناف اصوات... نشان کرده. ( سندبادنامه ص 65 ).
نغمات. [ ن َ غ َ ] ( ع اِ ) آوازهای خوش. ( غیاث اللغات ). ترانه ها و سرودها و آوازها. ( ناظم الاطباء ). ج ِ نغمة. رجوع به نغمة شود: و بر سطح دیگر انواع نغمات و اصناف اصوات... نشان کرده. ( سندبادنامه ص 65 ).
(نَ غَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ نغمه.
= نغمه
(اسم ) جمع نغمه:...پس موسیقی دراصطلاح علمی باشد که بدانند در آن احوال نغمات را از حیث ملایمت و منافرت ایشان بایکدیگر...
جِ نغمه.
💡 هرگز نشنیده بود سامعه حق نیوش این کلمات بدیع در نغمات سروش
💡 لطافت حرکات فلک به گاه سماع طراوت نغمات ملک به گاه ندا
💡 ما مرغ دانه ذات بر طرف آب حیات از شوق در نغمات از عشق در لهبیم
💡 خامش کرده جملگان ناطق غیب بیزبان خطبه بخوانده بر جهان بینغمات و گفت و گو
💡 از ناله ما فارغی ای صاحب محمل در گوش تو گویی نغمات جرس است این
💡 اتی الرّبیع قیل الهموم بالنغماتی بگیر جام شرابی بنوش آب حیاتی