نجسی
مترادفها
ناپاک، پلید، نجس
متضادها
پاکیزگی، طهارت
لغت نامه دهخدا
نجسی. [ ن َ ج ِ ]( حامص ) ناپاکی. پلیدی. ( ناظم الاطباء ). ناپاک بودن. نجس بودن. || ( اِ ) فضله انسان و دیگر حیوانات غیر از ستور. ( ناظم الاطباء ). || کنایه از خمر و مشروبات الکلی، چون عرق و شراب و غیره.
فرهنگ معین
(نَ جِ ) (ص نسب. ) (اِ. ) (عا. ) ۱ - مدفوع انسان. ۲ - کنایه از: مشروبات الکلی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به نجس.۱ - ( اسم ) فضله انسان وحیوانات دیگربجزستور.۲ - مشروبات الکلی مخصوصاعرق.
ویکی واژه
(عا.)
مدفوع انسان.
کنایه از: مشروبات الکلی.
جمله سازی با نجسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جمع کردی نجسی چند به جاروب فریب به خدا بهتر ازین کار بود کناسی
💡 تو کشتمند جهانی زداس مرگ بترس کنون که زرد شدهستی چو گندم نجسی
💡 در فقه اسلامی، رعایت نظافت و پرهیز از هرگونه برخورد با مواد نجسی برای حفظ طهارت بدن و لباس در هنگام انجام نماز بسیار ضروری است.
💡 برخی از احکام مذهبی بر این نکته تاکید دارند که اگر لباس فرد با مادهای نجسی آلوده شود، حتماً باید آن را به طور کامل بشوید.
💡 آموزش مفاهیم مربوط به طهارت و شناخت موارد نجسی، از مباحث پایه در تعلیمات مذهبی برای کودکان و نوجوانان در مدارس دینی محسوب میشود.