فلق

فلق به معنای سپیده صبح و فجر است و ریشه عربی دارد. این واژه در قرآن کریم نیز آمده و به عنوان نمادی از نور و روشنی در زندگی انسان‌ها تلقی می‌شود. این مفهوم نشان‌دهنده آغاز روز و فرصتی جدید برای تلاش و فعالیت است. این واژه در متون مذهبی به عنوان نماد امید و آغاز دوباره مطرح می‌شود. در قرآن کریم، فلق به معنای روشنایی و نجات از تاریکی‌ها است. این مفهوم به انسان‌ها یادآوری می‌کند که هر صبح جدید فرصتی برای بهبود و رشد است. اصطلاح فلق در زبان‌های مختلف وجود دارد و به معانی مشابهی اشاره می‌کند. به عنوان مثال، در انگلیسی کلمه dawn (سپیده دم) به مفهوم روشنایی صبح و آغاز روز اشاره دارد. این شباهت‌ها نشان‌دهنده اهمیت جهانی مفهوم فلق در فرهنگ‌های مختلف است.

لغت نامه دهخدا

فلق. [ ف َ ]( ع اِ ) شکاف دهن. ( منتهی الارب ). شکاف. ج، فلوق: ضربه علی فلق رأسه؛ یعنی بر مفرق و وسط سر او زد. ( اقرب الموارد ). || بلا و سختی. رجوع به فِلْق شود. || ( مص ) شکافتن چیزی را. ( منتهی الارب ). شکافتن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( از اقرب الموارد ). || برکندن پشم از پوست چون گنده بدبوی گردد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فلق. [ ف ِ ] ( ع اِ ) بلا و سختی. ( منتهی الارب ). داهیه. ( اقرب الموارد ). || کار شگفت. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || شکاف دهان. ( منتهی الارب ). || چوب و شاخ که آن را دونیم نمایند جهت کمان، پس هر نیمه اش فلق باشد. || کمانی که از نیمه شاخ و چوب سازند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فلق. [ ف َ ل َ ] ( ع اِ ) هرچه شکافته شود، از روشنی بامداد یا سپیدی آخر شب که سرخی آفتاب است. || تمامه آفرینش. || زمین پست میان دو پشته. ج، فلقان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || جای فراخ. ( منتهی الارب ). || زمین مطمئن میان دو پشته، و گفته اند فضاءبین دو ریگ. ( اقرب الموارد ). || کنده زندان که بر پای زندانی نهند. || شیر که در تگ قدح باقی ماند. || شیر ترش شده و پاره پاره گردیده. || شکاف کوه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || شکاف هر چیزی. ج، فلوق. ( منتهی الارب ). رجوع به فَلْق و فِلْق شود. || سپیده دم. ( منتهی الارب ) ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ). صبح. ( اقرب الموارد ): از رواح تا صباح و از فلق تا غسق بر سر کوی دوست معتکف و مجاور بودی. ( سندبادنامه ). از وقت لمعه فلق تا وقت مسقط شفق با طلایع مرگ به بازی درآمدند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). از مطلع فلق تا مقطع شفق به حدود اسیاف خدود اصناف آن جمع می شکافتند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
فلق. [ ف َ ل َ ] ( اِخ ) نام سوره صدوسیزدهم قرآن کریم که با آیه «قل اعوذ برب الفلق » آغاز شود و یکی از معوذتین است. ( یادداشت مؤلف ). پیش از سوره الناس و بعد از سوره اخلاص.
فلق. [ ف ُ ل َ ] ( ع اِ ) بلا و سختی. ( منتهی الارب ). گویند: جاء بعلق فلق. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(فَ لْ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) شکافتن، شکاف دادن. ۲ - (اِ. ) شکاف.
(فَ لَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - سپیده دم. ۲ - زمین پستِ بین دو پشته. ۳ - شکاف کوه.

فرهنگ عمید

۱. سپیدۀ صبح.
۲. صد وسیزدهمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۵ آیه، قُل ٲعوذُ.

فرهنگ فارسی

صدور سیزدهمین سوره قر آن مکیه تعداد آیات ۵.
صبح، سپیده دم، شکاف، شکاف کوه، زمین پست بین دوپشته، ونیزبه معنی همه خلق، همه خلق عالم
( اسم ) ۱ - شکاف کوه ۲ - زمین واقع بین دو پشته ۳ - سپیده دم.
بلا و سختی

فرهنگ اسم ها

اسم: فلق (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: falagh) (فارسی: فلق) (انگلیسی: falagh)
معنی: سپیده صبح، فجر، نام سوره ای در قرآن کریم

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی فَلَقِ: سپیده دم (کلمه فلق - به فتحه اول و سکون دوم - به معنای شکافتن و جدا کردن است، و این کلمه در صورتی که با دو فتحه باشد صفت مشبههای به معنای مفعول خواهد بود، یعنی شکافته شده. غالبا این کلمه بر هنگام صبح اطلاق میشود، و فلق یعنی آن لحظهای که نور گریبا...
تکرار در قرآن: ۴(بار)
(بر وزن فرس) شکافتن. «فَلَقَ الشَّیْ‏ءَ فَلْقاً: شَقَّهُ». فالق:شکافنده انفلاق شکافته شدن. دریا بشکافت و هر قسمتش مانند کوه بزرگی گردید.. خدا شکافنده دانه و هسته است.. شکافنده صبح است و شب را وقت آرامش قرار داده است.. فلق (بر وزن فرس) اسم مصدر است به معنی شکافته شده طبرسی آن را شکاف وسیع گفته، در قاموس و اقرب چند معنی از قبیل صبح، دره، شکاف گفته و نیز گفته‏اند: «اَلْخَلْقُ کُلُّهُ». مخلوق را از آن فلق گویند که خداوند آنها را همانطور که در «فطر» گفته شد با شکافتن و شکفتن به وجود آورده است. به نظر نگارنده مراد از «فلق» در آیه همه خلق است نه صبح گرچه آن نیز از مصادیق فلق است یعنی: بگو پناه می‏برم به پروردگار خلق از شر آنچه خلق کرده دو آیه از حیث عموم با هم مساوی اند ناگفته نماند همه مخلوق دارای جنبه خیر و شر اند اتومبیل دارای خیر است که شخص را به مقصد می‏رساند و دارای شر است که در اثر سقوط هم خودش از بین می‏رود و هم شخص را از بین می‏برد. پول دارای خیر است که شخص را به هدف می‏رساند و دارای شر است که شاید برای گرفتن و بردن آن شخص را بکشند، نفت دارای خیر است که منزل را گرم می‏کند و دارای شر است که شاید منزل را در اثر غفلت به آتش بکشد و بسوزاند. بدین حساب همه اشیاء دارای دو جنبه خیر و شراند و آیه مبین آن است که باید از شر همه مخلوقات به خدا پناه برد و خیر آنها را از خدا خواست و چون جز خدا کسی نمی‏تواند شرور مخلوقات را از انسان برگرداند و منافع آنها را به وی روی آور کند لذا باید به خدا پناه برد که آفریننده آنهاست و زمام همه به دست اوست «ازمه الامور طراً بیده». غاسق که به معنی هجوم کننده در پنهانی است ظاهراً از حیث عموم مساوی با «ماخَلَق» است زیرا شرور مخلوقات پنهانی و بی خبر و ناگهان به انسان هجوم می‏کنند چنانکه در «غسق» گذشت. و اگر مراد از «اَلنَّفاثات»نیروهای دمنده و از «العقد» مواد اولیه باشد این آیه نیز در ردیف آیات ماقبل است مثلا خاک، آب، املاح، کربن هوا هر یک بسته و گره خورده مخصوصی اند نیروهای مخصوص به آنها دمیده و قسمتی از آنها را کنده و در اثر تخلیط شیمیائی یک سیب یا میوه دیگر یا انسان و غیره به وجود می‏آید پس مواد اولیه که خزائن خدایند در اثر دمیدن آن نیروها به چیزهای دیگر مبدل می‏شوند و چون این دمیدن و دمیده شدن شری نیز در بردارند لذا از شر آنها به خدا پناه می‏بریم. واللَّه‏العالم. رجو شود به «نفث».

ویکی واژه

فَلْق
سپیده دم.
زمین پستِ بین دو پشته، شکاف کوه.
شکاف، شکافتن، شکاف‌دادن.

جمله سازی با فلق

💡 هست ثنای تو در شکوفه مفلق از پی تعظیم تست بید معلق

💡 صبح به روی تو کرده کسب شفق را آیت عظمی رخ تو رب فلق را

💡 از طلوع و غروب بیضا نیست کش فلق یا شفق‌کنی اطلاق

گمه یعنی چه؟
گمه یعنی چه؟
چتر یعنی چه؟
چتر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز