نبوی. [ ن َ ب َ وی ی / وی ] ( از ع، ص نسبی )منسوب به نبی و پیغمبر. ( ناظم الاطباء ):
بزرگوارا نام آورا خداوندا
حدیث خواهم کردن به تو یکی نبوی.منوچهری.ایا ستوده به تو خانواده نبوی
جهان گرفته به رای صواب و عزم قوی.سوزنی.گیسوی تو شهپر همای نبوی دان.سوزنی.وآن دگر فصل خطبه نبوی
کاین کهن سکه زو گرفت نوی.نظامی.
(نَ بَ ) [ ع. ] (ص نسب. ) منسوب به نبی و پیغمبر.
مربوط به نبی: حدیث نبوی.
منسوب به نبی
( صفت ) منسوب به نبی پیغمبری: وروایت کرده اندکه برلفظ نبوی رفته... یاحضرت نبوی.محمد ص بن عبدالله: وعاقبه الامر بیاری باری تعالی ونصرت او...واقبال حضرت نبوی نصرت مارابود.
منسوب به نبی و پیغمبر.
💡 که بهر نصرت سلطان شرع در خوردست ز سنت نبوی با لوای قرآن تیغ
💡 ز بهر نام خود ده نامهای ساز محبت را نبویی جامهای ساز
💡 تا باد بهار از همه سو بوی گل آرد من بر سر آنم که به جز باد نبویم
💡 التنبویتزن ۶٫۸ کیلومترمربع مساحت دارد ۳۱ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 خیز و تر دامنی ز خود کن دور ورنه نبوی در آن جهان معذور
💡 بزرگوارا!، نامآورا!، خداوندا! حدیث خواهم کردن به تو یکی نبوی