نباد

لغت نامه دهخدا

نباد. [ ن َب ْ با ] ( ع ص ) نباذ. نبیذفروش. می فروش:
رو ز پس جاهلی که درخور اوئی
مطرب بهتر نشسته بر در نباد.ناصرخسرو.رجوع به نباذ شود.

فرهنگ معین

(نَ بّ ) [ ع. نباذ ] (ص. ) ۱ - آن که شراب افکند. ۲ - نبیذ فروش، می فروش.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه شراب افکند. ۲ - نبیذفروش می فروش: روزپس جاهلی که درخوراویی مطرب بهترنشسته بردرنباد. ( ناصرخسرولغ. ) توضیح درمتن دیوان ناصرص ۱۱۷: مطرب شاید نشسته بردربیاد.ودرحاشیه: ظاهرانباذ...

ویکی واژه

نباذ
آن که شراب افکند.
نبیذ فروش، می‌فروش.

جمله سازی با نباد

💡 وَ لا یَصُدَّنَّکُمُ الشَّیْطانُ، و نبادا که شیطان شما را از راه برگرداند، إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ (۶۲) که او شما را دشمنی است آشکارا.

💡 از رخ زیبای تو قبله‌گه عام را کعبهٔ دیگر نباد دلبر ترسای ما

💡 خواهی به عدم غوطه زن و خواه به هستی بنباد تو جز غفلت یابنده ندارد

💡 نیزه دست امرد به سوی من سری جنباد و رفت نیزه خود را نمودم پشت خود گرداند و رفت

💡 ساقی بیا در جام کن آنباده گلفام را تا ریشه از دل برکنم خار غم ایام را

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز