نامعلوم

لغت نامه دهخدا

نامعلوم. [ م َ ] ( ص مرکب ) غیرمعین. ( ناظم الاطباء ). مجهول. نامشخص: که راه مخوف است و... هنگام حرکت نامعلوم. ( کلیله و دمنه ). || نشناخته. ( ناظم الاطباء ). نامعروف.

فرهنگ عمید

۱. ناشناخته، مجهول.
۲. نامعین.

فرهنگ فارسی

۱ - ناشناخته مجهول. ۲ - نامعین غیرمشخص:[ سرنوشت نامعلوم ]

ویکی واژه

indeterminato

جمله سازی با نامعلوم

💡 گر حریفان زان مکان لامکان پی برگرند ما برین معلوم نامعلوم دستی بر نهیم

💡 مشارکت افغانستان با توجه به سقوط کابل در ۱۵ اوت ۲۰۲۱ و تسخیر کشور توسط طالبان نامعلوم بود، اما ورزشکاران با موفقیت از کشور تخلیه شدند.

💡 غریب وار طوافی نامعلوم می کرد و هر موضعی را بزیر قدم می آوردم، تا برسیدم بآشیانه ای که نسیم آشنایی از وی بدل می رسید و چشم دل ظاهر و باطن او میدید، گفتم آشنا وار در آنجا بباید زد که قدم اول از گزاف نپوید و جاسوس جانان نانهاده نجوید.

💡 سکنات قدم از شوخی او نامعلوم حرکات فلک از سرعت او مستعمل

💡 چه اعتبار بر این اختران نامعلوم چه اعتماد بر این روزگار ناهموار

💡 آنتمیوس ترالس (یونانی باستان: Ἀνθέμιος ὁ Τραλλιανός؛ ح. ۴۷۴ – نامعلوم)، هندسه‌دان و مهندس یونانی اهل ترالس بود که بر روی معماری روم شرقی واقع در کنستانتینوپل پایتخت امپراتوری روم شرقی فعالیت می‌کرد.