لغت نامه دهخدا
نادرستی. [ دُ رُ ] ( حامص مرکب ) ناراستی. ( ناظم الاطباء ). کجی. اعوجاج. عوج. || کذب. ناراستی. دروغ. || بیماری. سقم. || ناحقی. بطلان. || تقلب. عدم امانت. دزدی. خیانت. ناپاکی. دغلی. دغابازی. کژی. دغائی. || ناقصی. ( ناظم الاطباء ). نقص.
نادرستی. [ دُ رُ ] ( حامص مرکب ) ناراستی. ( ناظم الاطباء ). کجی. اعوجاج. عوج. || کذب. ناراستی. دروغ. || بیماری. سقم. || ناحقی. بطلان. || تقلب. عدم امانت. دزدی. خیانت. ناپاکی. دغلی. دغابازی. کژی. دغائی. || ناقصی. ( ناظم الاطباء ). نقص.
۱. نادرست بودن.
۲. ناراستی، تقلب، خیانت.
۱- ناراستی کجی اعوجاج. ۲ - دروغ کذب. ۳ - بیماری مرض. ۴ - نقص ناقصی. ۵ - ناحقی بطلان. ۶ - تقلب عدم امانت خیانت مقابل درستی.
ناراستی کجی.
disonestà
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حاکم سیسیل از کمک به شوالیهها امتناع کرد در نتیجه فیلیپ دوم مجبور شد نیروهای تحت فرمانش را با هزینه خود به مالت بفرستد. اگر او تصمیم نادرستی میگرفت عثمانیها علاوه بر مالت، سیسیل و ناپل را نیز میگرفتند.
💡 - داده / اطلاعات بهطور نادرستی توسط مسئول مربوطه یا کاربر برچسبگذاری شود.
💡 ساختی از نادرستی کار مردان بزرگ باش تا خود بر سر این نادرستیها شوی
💡 در مراحل آغازین گسترش ویروس کرونا در ۲۰–۲۰۱۹، اطلاعات نادرستی دربارهٔ ریشهٔ این ویروس، ابعاد آن و جنبههای مختلف بیماری به سرعت در اینترنت منتشر شد.
💡 ز نادرستی اهل زمان شکسته شدیم ز بس که داد زدیم آی دزد خسته شدیم
💡 به کارت اندر چون نادرستیی بینی چو تن درست بود هیچ دل شکسته مدار