کلمهی «میل کردن» در فارسی به معنای تمایل داشتن، رغبت نشان دادن یا گرایش یافتن به چیزی است. این واژه از مصدر «میل» گرفته شده که در لغت به معنای رغبت، گرایش و علاقه است. «میل کردن» معمولاً برای بیان خواست یا تمایل فرد نسبت به چیزی، انجام کاری یا پذیرفتن وضعیتی به کار میرود. یکی از کاربردهای رایج آن در زبان روزمره، تمایل به خوردن یا آشامیدن است، مانند «ميل کردن چایی». از نظر دستوری، «میل کردن» فعلی مرکب است و معمولاً همراه با مفعول به کار میرود تا نوع تمایل یا علاقه را مشخص کند. در ادبیات فارسی، این واژه برای بیان گرایشهای درونی، رغبتهای شخصی و خواستهای طبیعی انسان کاربرد دارد. هممعنیهای نزدیک آن در فارسی عبارتند از: رغبت داشتن، تمایل داشتن، علاقه نشان دادن، گرایش یافتن و خواستن. کاربرد «میل کردن» در زمینه خوردن و آشامیدن، علاوه بر معنای کلی، اهمیت ویژهای در مکالمات روزمره و متون ادبی دارد.
میل کردن
فرهنگ معین
(مِ یْ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - رغبت کردن. ۲ - خوردن و آشامیدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - رغبت کردن تمایل یافتن.۲ - بسویی متوجه شدن:[ آنگاه که میل زوال کند (شمس ) و روی بغروب نهد..] ۳- اعراض کردن منحرف شدن: [ چون روزگاراز طریق سازگاری میل کند میل در چشم بصیرت کشد...] میل کشیدن. ( مصدر ): [ سلطان بفرمود تا قاور در شربت زهرچشانیدند و هر دو چشم پسرش را میل کشیدند.]
ویکی واژه
رغبت کردن.
خوردن و آشامیدن.
جمله سازی با میل کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست شان آنکه باشد بر صراط مستقیم میل کردن جانب چیزی که مردم مایل است
💡 خواجه آن گاه بدو میل همی کرد که داشت میل کردن سوی او نزد شه شرق زیان
💡 به هزل اندکی میل کردن رواست که طبعِ جوان مایل هزلهاست