مکنونات. [ م َ ] ( ع ص، اِ )ج ِ مکنونة. نهان داشته ها. نهفته ها: حزم اوکه... از مغیبات و مکنونات قدر خبر می دهد. ( سندبادنامه ص 12 ). هرچه خواست بیافرید از مکنونات و موجودات.( قصص الانبیاء ص 12 ). و رجوع به مکنون و مکنونة شود.
- مکنونات ضمیر؛ آنچه در درون انسان نهفته است. مافی الضمیر: از مکنونات ضمیر در عقدموالات شرحی بواجبی نتوانست دادن. ( منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 72 ).
(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) جِ مکنونه (مکنون )، پنهان داشته ها.
( اسم ) جمع مکنونه ( مکنون ) پنهان داشته ها.
پنهان داشتهها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دل او بود مکنونات غیب زان برآوردی ید بیضا ز جیب
💡 در ضمیرش بود مکنونات غیب زان برآوردی ید بیضا ز جیب
💡 جنس و نقد گنج مکنونات غیب سر به سر تاراج و یغمای منست
💡 جمله این سرّها ز مکنونات غیب از درون او درآمد جیب جیب