موسسه
مترادفها
سازمان، نهاد، مرکز، بنیاد
لغت نامه دهخدا
( مؤسسة ) مؤسسة. [ م ُ ءَس ْ س ِ س َ ] ( ع ص ) تأنیث مؤسس. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به مؤسس شود. || ( اِ ) بنگاه. ( لغات فرهنگستان ). بنیاد. سازمان. نهاد. واحد: مؤسسه اجتماعی، نهاد اجتماعی. مؤسسه بانکی. مؤسسه آبیاری. ( از یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
تاسیس کرده شده، بنگاه
( اسم ) مونث موسس: ۱- تاسیس شده بنیاد نهاده. ۲- بنگاه سازمان اداره جمع: موسسات.
تانیث موسس.
ویکی واژه
azienda
istituto
جمله سازی با موسسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آلندر در دبیرستان مانت پلزنت تحصیل کرد. او در سال ۱۹۷۹ از دانشگاه آیووا در رشته علوم رایانه و تئاتر فارغالتحصیل شد. سپس از موسسه فناوری جورجیا با مدرک دکترا فارغالتحصیل شد.
💡 آنا دانشآموخته موسسه ملی هنر دراماتیک در رشته هنرهای نمایشی است.
💡 متن زیر از سایت «موسسهٔ مطالعات و پژوهشهای سیاسی» میباشد
💡 در فوریه ۲۰۱۵، اسکرین رنت توسط موسسه والنت، یک شرکت رسانه آنلاین مستقر در مونترال، کبک خریداری شد.
💡 او قبل از بسته شدن مؤسسه تحقیقاتی دیدگاهها در سال ۲۰۱۸ رئیس این موسسه و استاد کمکی علوم رایانه در دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس بود.
💡 وبگاه رسمی موسسه اروپایی تحقیقات ضدویروس برای رایانه
💡 برای ثبت نام در این دوره آموزشی تخصصی، شما باید ابتدا به دفتر مرکزی موسسه مراجعه کرده و تمامی مدارک لازم را برای بررسی به کارشناسان مربوطه تحویل دهید.
💡 این موسسه علمی با هدف توسعه دانشهای نوین در حوزه فناوریهای دیجیتال، سالانه چندین کنفرانس بینالمللی بسیار مهم را در سطح کشور و حتی جهان برگزار میکند.
💡 مدیریت این موسسه آموزشی تصمیم گرفته است که با فراهم کردن امکانات رفاهی بیشتر، کیفیت خدمات ارائه شده به دانشجویان را به طرز چشمگیری در سال آینده ارتقا دهد.