مواضع
مترادفها
مواقف، موقعیتها
لغت نامه دهخدا
مواضع. [ م َ ض ِ ] ( ع اِ ) ج ِ موضع به معنی جای. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) ( دهار ) ( ناظم الاطباء ) ( ترجمان القرآن جرجانی ص 96 ). || جایها و محلها و قریه ها. ( ناظم الاطباء ). ج ِ موضع. جایگاهها. محلها. موقعها. موردها. مطلق مکانها: اگر مواضع حقوق به امساک نامرعی دارد به منزلت درویشی باشد. ( کلیله و دمنه ). در آن مواضع که به روزگار دیگر پادشاهان ملک ملوک را ناسزا می گفتند امروز همواره عبادت می کنند. ( کلیله و دمنه ). هر که...در مواضع شبهت به رخصت و غفلت راضی گردد از... میامن مجاهدت در عبادت باز ماند. ( کلیله و دمنه ). || سرگذشتها. ( ناظم الاطباء ). || ( اصطلاح منطقی ) طوبیقا، و آن درجدل قوانین و اموری است که بدان صناعت جدل را تنظیم کنند. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به طوبیقا شود.
فرهنگ معین
(مَ ض ) [ ع. ] (اِ. ) جِ موضع، جاها، مکان ها.
فرهنگ عمید
= موضع
فرهنگ فارسی
جمع موضع
( اسم ) جمع موضع، جاها، مکانها.
جمله سازی با مواضع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مواضعه بستدم و بدرگاه بردم و امیر را بزبان خادم آگاه کردم که مواضعه آوردم. مرا پیش خواند و مثال داد که کسی را بار نباید داد، و مواضعه بستد و تأمّل کرد. پس گفت: جوابهای اینها بر چه جمله خواهی نبشت؟ که شک نیست که ترا معلومتر باشد که بو نصر مشکان در چنین ابواب چه نبشتی. گفتم: معلوم است بنده را، اگر رای عالی بیند، جواب مواضعه بنده نویسد و [خداوند] بخطّ عالی توقیع کند.
💡 خلق از جهت رونق و معموری عالم نام تو نویسند بر ایوان مواضع
💡 پس از کودتا علیه ابراهیم ابوبکر کیتا در مورخهٔ ۱۹ اوت سال ۲۰۲۰، ارتش این کشور حملات گستردهای را علیه مواضع دولت خودخواندهٔ منطقهٔ اّزواد انجام داد و آن را جمع کرد.[نیازمند منبع]