مهمانخانه. [ م ِ ن َ / ن ِ ]( اِ مرکب ) خانه که برای فرود آمدن مهمان اختصاص داده باشند. قسمتی در ساختمان خانه ( اطاق یا سالن ) که اختصاص به مهمان دهند. || مضیفة. دارالضیافة. مأدبة: گفتند یا رسول اﷲ آنچ ما خوردیم از طعامهای مهمانخانه تو نبود. ( تاریخ قم ص 275 ).
- مهمانخانه ساختن؛ ترتیب دارالضیافه دادن. بنا کردن جا برای پذیرایی از مهمان: مهمانخانه ساخت و عهد کرد که بی مهمان چیز نخورد. ( قصص الانبیا ص 53 ).
- مهمانخانه نهادن؛ محلی را به پذیرایی مهمانان اختصاص دادن. ساختن مهمانخانه: شاه مهمانخانه نهاد و خلق ولایت را جمله حلوا داد. ( سمک عیار ج 1 ص 8 ).
|| ساختمانی که مسافران و رهگذریان در آن منزل کنند. مهمانسرا. فُنتُق. فندق.
( ~. نِ ) (اِمر. ) ۱ - مهمان سرا، رستوران. ۲ - اتاق مخصوص پذیرایی مهمان.
۱. اتاق مخصوص پذیرایی از مهمان.
۲. = هتل
( اسم ) ۱ - اطاق یا سالنی در خانه که برای پذیرایی مهمان اختصاص دهند. ۲ - ساختمانی کهمسافران و غریبان در آن منزل کنند مهمانسرای. توضیح اصطلاحا مهمانخانه از حیث رتبه پس از [ هتل ] و بالاتر از [ مسافرخانه ] قرار دارد و خود بدرجه اول و دوم و سوم تقسیم شود.
{hotel} [گردشگری و جهانگردی] مکانی برای اقامت مسافران و مهمانان و پذیرایی از آنها متـ. هتل
مهمان سرا، رستوران.
اتاق مخصوص پذیرایی مهمان.
💡 چون کمان هر کس به من پیوست می گردد جدا می کشد شرمندگی از روی مهمان خانه ام
💡 بس عجب ناید نعیم خلد اگر خوش نایدش چون ز مهمان خانه قدسش ابا اندر اباست
💡 در نبندد چون کمان برروی مهمان خانه ام می ستاند چوب منع از دست دربان خانه ام
💡 در دل ویران خیال رای تو مهمان خانه مور است و بارگاه سلیمان
💡 جز قامتت بچشم و دلم جای گیر نیست مهمان خانه های کمان غیر تیر نیست
💡 سوی مهمان خانه ی او رو کنید روزی خود را طلب از او کنید