مهاوی. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مَهْوی ̍ و مَهْواة. ( اقرب الموارد ). مغاکهایی که میان دو کوه باشد. پستیهای زمین میان دو کوه: بقایای امم در مهاوی قصور و نقصان قرار گرفته. ( تاریخ بیهق ص 4 ). کوکب کتابت از مهاوی هبوط به اوج ثریا رسید. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 367 ). چون اصرار او بر جهل و غوایت و تهافت او در مهاوی ضلالت بدید ساز محاربت ترتیب داد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 197 ).
(مَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مهوی. ۱ - فضاهای بین دو کوه و مانند آن. ۲ - شکاف ها.
۱. فضاهای میان دو کوه.
۲. [مجاز] مکان.
( اسم ) جمع مهوی مهوائ: ۱ - فضاهای بین دو کوه و مانند آن: [ و برزگران در مواضع دور دست و مهاوی مهیب فارغ و آزاد تخم میکارند و میدروند... ] ۲ - شکافها.
جِ مهوی.
فضاهای بین دو کوه و مانند آن.
شکافها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپس اپی کور در حدود سده سوم قبل از میلاد در تشریح طبیعت کائنات مینویسد: «کمیت چیزها همیشه به همین میزان بوده و به همین میزان نیز باقی خواهد ماند.» فلسفه جانیسم نیز که بر عقاید مهاویرا (قرن ششم قبل از میلاد) استوار است در این زمینه اعتقاد دارد که هر چه در کائنات است از جمله ماده، نمیتواند نابود شده یا پدید آید. خواجه نصیر طوسی نیز در قرن سیزدهم اصلی را بیان میکند که بر اساس آن «ماده نمیتواند کاملاً ناپدید شود بلکه تنها از شکلی به شکلی، از رنگی به رنگی تغییر حالت داده و خواص خود را از دست میدهد و به مواد اولیه یا موادی جدید تغییر حالت میدهد.»
💡 به اعتقاد جینها بنیادگذار این آیین مهاویرا یعنی بزرگ قهرمان، نامیده میشود. نام اصلی او ناتپوته وردمانه بود. مهاویره در سده ششم قبل از میلاد درسال ۵۵۹ قبل از میلاد در قصبه وایشالی از توابع پتنه، مرکز ایالت بیهار و در خانوادهای از طبقهٔ کشتریه اشرافی به دنیا آمد؛ که ۲۳ پیشوا طی هزاران سال پیش از او برخاسته بودند و او بیست و چهارمین پیشوا است.