ملان

لغت نامه دهخدا

( ملاَّن ) ملاَّن. [ م َ ] ( ع ص ) ( از «م ل ء» ) پر. مَلأی ̍ و مَلاَّنة مؤنث و گویند: دلو ملأی و کوز ملآن ماء. ج، مِلاء. ( از منتهی الارب )؛ کوز ملاَّن ماء؛ کوزه پر از آب. ج، ملاء. و فی الحدیث: لیس شی ٔابغض الی اﷲ عزوجل من بطن ملاَّن. ( ناظم الاطباء ). پر.و گویند: «فلان ملاَّن من الکرم ». ( از اقرب الموارد ). پرکننده و مجازاً به معنی پر. ( غیاث ): مایه هر هنری و اصل هر شجاعتی ایشانند و از نعت و منقبت ایشان قرآن ملاَّن است و اخبار بی نهایت و اشعار بسیار. ( کتاب النقض ص 478 ). || زکام دیده. مَلأی ̍ و ملاَّنة مؤنث آن. ج، مِلاء. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع. ] (ص. ) پر، ممتلی.

فرهنگ عمید

( ملآن ) پُر، مملو.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پر ممتلی.

ویکی واژه

پر، ممتلی.

جمله سازی با ملان

💡 عاملان شرع را کی بود جز در عهد تو کاین همه جاه و جلال و قدر و فخر و فر بود؟

💡 چو مصطفی است بخلق و چو مرتضی است بخلق امیر مملان او را چو حیدار کرار

💡 یافته بس مرده جان از نفس کاملان از نفس کاملان یافته بس مرده جان

💡 صحبت ناقص کجا با کاملان آید برون می تواند کرد دانا در دل دانا مقام

💡 بدولت تو همه کار ملک نیکو کرد نشاط جانت فرزند مهترت مملان

اتی یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز