مضامین. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مضمون. مضمونها. ( ناظم الاطباء ). آنچه از کلام و عبارت مفهوم شود: سواد آن را با سواد کاغذ کارپردازبغداد عاجلاً خدمت نواب والا، قلمی و ارسال نمود. از مضامین آنها مستحضر خواهید گشت. ( نامه میرزا آقاخان نوری به احتشام الدوله، یغما سال 12 ص 562 ). و رجوع به مضمون شود. || لطیفه ها. ( ناظم الاطباء ).
(مَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مضمون.
= مضمون
جمع مضمون
( اسم ) جمع مضمون: سواد آنرا با سواد کاغذ کارپرداز بغداد عاجلا خدمت نواب والاقلمی و ارسال نمود. از مضامین آنها مستحضر خواهید گشت که دولت انگلیس اعلام جنگ نموده است...
جِ مضمون.
💡 ادا فهم مضامین تمناها نهای ورنه چمن طرح از نوای عندلیبان میتوانکردن
💡 شد مضامین در میان اهل معنی مبتذل تازهگویی کو که آرد فکرش از ابکار حرف
💡 به زلفی بستهام دل از مضامینم چه میپرسی دو عالم معنی باریک قربان سر مویش
💡 باطل شدن برخی مضامین مسیحیت با پیشرفت علم از جمله گرد نبودن زمین، کشف مناطق جدید و…
💡 عرضهای دارم چه قول مردم بالغ سخن هم طویل اندر مضامین هم قصیر اندر بیان