مشایخ جمع «شیخ» است و به افرادی گفته میشود که به دلیل سن، تجربه، دانش یا موقعیت اجتماعی از احترام و اعتبار ویژهای برخوردارند. در معنای عام، مشایخ رهبران، معلمان، و پیشوایان جامعه هستند که نقش راهنمایی و هدایت دیگران را بر عهده دارند. این اصطلاح در فرهنگهای اسلامی و عربی بار معنایی اخلاقی و دینی نیز دارد و اغلب به کسانی اطلاق میشود که در امور دینی، عرفانی یا اجتماعی تخصص و دانش عمیق دارند.
این افراد معمولاً در جامعه نقش واسطه بین افراد و نظامهای رسمی دارند و به حل اختلافات، ارشاد و ارائه مشورت میپردازند. آنها به دلیل تجربه و علم خود، جایگاه مرجعیت و اعتبار اخلاقی پیدا میکنند و تصمیمات یا توصیههایشان مورد احترام جمع قرار میگیرد. در جوامع سنتی، مشایخ نقش تثبیتکننده نظم اجتماعی و فرهنگی را ایفا میکنند و هدایت گروهها و طوایف مختلف را بر عهده دارند.
مشایخ علاوه بر جنبه اجتماعی، نقش آموزشی و معنوی نیز دارند و دانش خود را به شاگردان و پیروان منتقل میکنند. آنها به تربیت اخلاقی، دینی و فرهنگی افراد کمک میکنند و نمونه عملی ارزشها و اصول جامعه محسوب میشوند. به همین دلیل، آنان نه تنها مرجع دانش و تجربه هستند بلکه به عنوان نماد احترام، حکمت و راهنمای معنوی جامعه شناخته میشوند و تاثیر عمیقی بر شکلگیری رفتارها و باورهای جمعی دارند.
مشایخ. [ م َ ی ِ ] ( ع اِ ) پیران. این جمع شیخ است خلاف القیاس... و نیز... مشایخ جمع مشیخه است و مشیخه جمع شیخ، پس از این ثابت شد که مشایخ جمعالجمع شیخ است عجب که در عرف، مشایخ را بر شخص واحد اطلاق کنند و برای جمع الف و نون زائد کرده و مشایخان گویند. ( از غیاث ) ( از آنندراج ). ج ِ مَشیخة و جج ِ شیخ. ( ناظم الاطباء ). مردمان پیر و مردمان صاحب رای صائب و دانشمند و مرشدو پیر در عقاید. ج، مشایخان. ( ناظم الاطباء ). ج ِ شیخ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و این جمع مشیخة است و مشیخة جمع شیخ است و گویند اسم جمع است. ( از اقرب الموارد ). جج ِ شیخ. ( المنجد ): مشایخ هر دو دولت در تشبیک اسباب عصمت... به وساطت و سفارت بایستادند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 320 ).
مریدان بقوت ز طفلان کمند
مشایخ چو دیوار مستحکمند.سعدی.پیش یکی از مشایخ گله کردم. ( گلستان ). گفت علم من قرآن است و حدیث و گفتار مشایخ. ( گلستان ). یکی [را] از مشایخ شام پرسیدند که حقیقت تصوف چیست ؟ ( گلستان سعدی چ یوسفی ص 96 ). ارواح طیبه مشایخ طریقت و کبراء حقیقت قدس اﷲ ارواحهم. ( انیس الطالبین ص 33 ).
مشایخ. [ م َ ی ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان دشمن زیاری است که در بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع است و 988 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
(مَ یِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ شیخ و مشیخه.
= شیخ
دهی از دهستان دشمن زیادی بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون. کوهستانی معتدل. دارای ۹۸۸ تن سکنه. محصول: غلات و برنج. صنایع دستی: قالیبافی و گلیم بافی.
جمع الجمع شیخ، و جمع مشیخه
( اسم ) جمع مشیخه جمع الجمع شیخ: ۱ - پیران:... و سایر مستحقان غریب و شهری و متوطن و طاری از مردان و زنان و مشایخ و اطفال میرسد. ۲- علمای دین. ۳- مرشدان ( تصوف ): ابنالبرقی از بزرگان مشایخ مصر بود.
پیران
مشایخ (کازرون). مشایخ ( کازرون )، روستایی از توابع بخش کنارتخته و کمارج شهرستان کازرون در استان فارس ایران است.
مردم این روستا همانند روستا های اطراف لرتبار هستند و به زبان لری محلی سخن می گویند
این روستا در دهستان کمارج قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳۴ نفر ( ۵۸خانوار ) بوده است.
[ویکی فقه] مشایخ حدیث، محل انتشار و اخذ روایات بودند. راویان به طریق گوناگون حدیث را از مشایخ دریافت می کردند.
مشایخ حدیث، محل انتشار و اخذ روایات بودند. راویان به طریق گوناگون حدیث را از مشایخ دریافت می کردند. تحمل حدیث راویان از مشایخ گاه به صورت مشافهه، گاه به صورت املاء شیخ بر شاگرد و در مواقعی نیز از طریق اجازه ای بوده که شیخ به شاگرد خود برای نقل روایات صادر می کرده است. وصیت (شیخ برای شخصی وصیت می کند که وی از کتاب معینی از جانب شیخ روایت کند.)، کتابت (استاد روایات در خواستی شاگردش را برای او بنویسد یا دستور بدهد تا برای او بنویسند.)، اعلام (شیخ به شاگردش بگوید که این حدیث، از روایتها یا از شنیده های من از فلانی است؛ بدون اینکه تصریح به اجازه روایت آن داده باشد.)، و مناوله (شیخ به شاگردش کتاب، یا حدیث نوشته شده ای را بدهد، تا شاگرد آن را از جانب او روایت کند، که نوعا با اجازه توام است.) نیز انواعی دیگر از طریق تحمل حدیث راویان از مشایخ می باشند.
تعبیر مشایخ از حیث رجالی
تعبیر مشایخ از حیث رجالی در مورد اساتید حدیث به خودی خود هیچ دلالتی بر مدح یا قبح شخصی ندارد یعنی شیخ حدیث با غیر، هیچ فرقی ندارد. اما راجع به شیخ اجازه (استادی که از نظر علمی مشهور هست و برای راویان اجازه روایت کتب و احادیث را صادر می کند) جمعی از صاحب نظران بر آنند که اشاره به مدح است، بلکه برخی دیگر نیز می گویند اشاره به وثاقت شیخ حدیث می باشد.
دیدگاه ها درباره دلالت مشایخ بر مدح و ذم
...
[ویکی اهل البیت] مشایخ جمع شیخ و در لغت به مردی که سن او زیاد باشد یا از پنجاه گذشته تا هشتاد سالگی و به صورت کلی آن که در چهره او آثار پیری هویدا شود، اطلاق می گردد.
شیخ در دانش درایة الحدیث بر معنای واحدی دلالت می کنند و به معنی استاد روایت و کسی است که از وی حدیث را فرامی گیرند گفته می شود ولی معمولاً بر کسانی اطلاق می شود که در این علم مرجعیت علمی حدیث به دلیل کثرت محفوظات روایی و رقت در ضبط و نقل حدیث باشند.
مشایخ حدیث، محل انتشار و اخذ روایات بودند. راویان به طریق گوناگون حدیث را از مشایخ دریافت می کردند. تحمل حدیث راویان از مشایخ گاه به صورت مشافهه، گاه به صورت املاء شیخ بر شاگرد و در مواقعی نیز از طریق اجازه ای بوده که شیخ به شاگرد خود برای نقل روایات صادر می کرده است. وصیت، کتابت، اعلام، و مناوله نیز انواعی دیگر از طریق تحمل حدیث راویان از مشایخ می باشند.
تعبیر مشایخ از حیث رجالی در مورد اساتید حدیث به خودی خود هیچ دلالتی بر مدح یا قبح شخصی ندارد یعنی شیخ حدیث با غیر هیچ فرقی ندارد. اما راجع به شیخ اجازه (استادی که از نظر علمی مشهور هست و برای راویان اجازه روایت کتب و احادیث را صادر می کند) جمعی از صاحب نظران برآنند که اشاره به مدح است، بلکه برخی دیگر نیز می گویند اشاره به وثاقت شیخ حدیث می باشد.
شیخ بهایی و ابوعلی حائری در مقدمه منتهی المقال این قاعده را از الفاظ دال بر مدح و تعدیل روای و آن را موجب نقل روایت وی دانسته اند. علامه بحرالعلوم نیز شیوخیت اجازه را از راههای توفیق راوی می داند وی درباره سهل بن زیاد می گوید: بدان که نقل روایت از سهیل بن زیاد صحیح است زیرا او از مشایخ اجازه است به جهت این که در طبقه آنها واقع شده پس به صحت روایت ضرر نمی رساند. شهید ثانی نیز، محمد بن اسماعیل نیشابوری را از مشایخ اجازه دانسته و معتقد است که در مورد آنها نیازی بر نص تزکیه نیست. علامه سید محمد مجاهد نیز آن را نپذیرفته و معتقدند اگر ثابت شود که «مستجیز» (کسی که از شیخ خود اجازه حدیث طلب می کند از ضعفا روایت نمی کند و کسانی را که از ضعفاء روایت می کند طعن می زند) شیوخیت این گونه اشخاص، قطعاً بر توثیق دلالت می کند. خصوصاً زمانی که شیخ اجازه از عالمان مشهور باشد.
ولی در عین حال بعضی از فقها قانون فوق را منکر شده اند و تصریح کرده اند که شیخوخیت اجازه بر توثیق و مدح دلالت نمی کند. چنانکه آیت الله خویی به نقد این قاعده پرداخته است و معتقدند که شیخوخیت اجازه بر وثاقت و مدح راوی دلالت نمی کند. و بر همین اساس نیز روایات «عبدالواحد بن عدوس» و «محمد بن قتیبه» را رد کرده اند.
قاعده شیوخیت اجازه، از عصر شهید اول مورد توجه فقهاء قرار گرفت و نوعاً نیز آن را مفید توثیق دانسته اند. به طور کل می توان گفت شیخ اجازه دارای مقامی است که راویان از چنین مقامی برخوردار نیستند.
جِ شیخ و مشیخه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنگاه مشایخ اندر این سخن گفتند: از آن که یکی نشان از وجد داد وآن دیگر اشارت به وجود کرد و به نزدیک من معتبر قول جنید است رضی اللّه عنه از آنچه چون بنده بشناخت که معبود او از جنس او نیست اندوه وی دراز گردد و اندر این سخن رفته است در این کتاب.
💡 یکی از مشایخ گوید: به نزدیک وی اندر آمدم. وی را یافتم خفته. زمانی ببودم تا بیدار شد. گفت: «اندر این ساعت پیغامبر را به خواب دیدم که مرا به سوی تو پیغام داد و گفت: حقّ مادر نگاه داشتن، بهتر از حج کردن. بازگرد و رضای دل وی بجوی. من از آنجا بازگشتم و به مکّه نرفتم.»
💡 اسلامآباد، روستایی در دهستان مشایخ در بخش ناغان شهرستان کیار در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.