مستنجم

لغت نامه دهخدا

مستنجم. [ م ُ ت َ ج ِ ] ( ع ص ) طلب روشنائی کننده. ( غیاث ) ( آنندراج ). و رجوع به استنجام شود. || روشن. ( غیاث ) ( آنندراج ). تابیده و افروخته:
دود پیوسته هم از هیزم بود
کی ز آتشهای مستنجم بود.مولوی ( مثنوی ).

فرهنگ معین

(مُ تَ جِ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - خواهندة روشنایی. ۲ - (ص. ) روشن، تابان.

فرهنگ عمید

۱. آن که طلب روشنایی کند.
۲. روشن، تابان.

ویکی واژه

خواهندة روشنایی.
روشن، تابان.

جمله سازی با مستنجم

💡 دود پیوسته هم از هیزم بود نه ز آتشهای مستنجم بود

سازنده یعنی چه؟
سازنده یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز