مستغیث

لغت نامه دهخدا

مستغیث. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استغاثة. فریادخواه یعنی دادخواه. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). مستعین و مستنصر. ( از اقرب الموارد ). صارخ. استغاثه کننده. مستصرخ. و رجوع به استغاثه شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ ) [ ع. ] (اِفا. ) فریادخواه، دادخواه.

فرهنگ عمید

کسی که طلب یاری و فریادرسی کند، استغاثه کننده.

فرهنگ فارسی

استغاثه کننده، کسی که طلب یاری وفریادرسی کند
(اسم ) آنکه فریاد رسی و داد خواهی کند استغاثه کننده جمع: مستغیثین.

جمله سازی با مستغیث

💡 کای غیاث المستغیثین ای مجیر دست شیران دستگیرم، دستگیر

💡 یا غیاث المستغیثین،یا کریم یا کثیر الخیر،یا رب،یا رحیم

💡 اجرنی یا مجیرالملک و الدین اغثنی یا غیاث المستغیثین

💡 یا الهی، جان پاکش را بجنت شاد دار یا غیاث المستغیثین، در خلود و در شهود

💡 باده صاف و محتسب با باده نوشان در مصاف یا غیاث المستغیثین نجنا مما نخاف

💡 یا غیاث المستغیثین یا اله العالمین یا امان الخائفین ایفرد کشاف الکروب