مستدام
واژه مستدام به معنای پایدار یا دائمی است و به حالتی اشاره دارد که چیزی بهطور مداوم و بدون توقف وجود دارد. این واژه در زمینههای مختلفی از جمله ادبیات، شعر، و زبان محاورهای به کار میرود.
معانی و کاربردها:
پایداری و دوام: این اصطلاح به معنای استمرار و پایداری است. بهعنوان مثال، میتوان گفت: دوستی مستدام بین دو کشور وجود دارد. این جمله نشاندهنده این است که روابط دو کشور بهطور مداوم و پایدار است.
در شعر و ادبیات: این واژه در شعر و ادبیات فارسی بهطور خاص به کار میرود و برای توصیف مفاهیمی مانند عشق، دوستی، یا زیبایی که دائمی و همیشگی هستند، استفاده میشود. بهعنوان مثال، شاعران ممکن است از عشق مستدام صحبت کنند.
در زبان محاورهای: در زبان محاورهای، این واژه میتواند بهعنوان صفتی برای توصیف هر چیزی که بهطور مداوم و بدون تغییر باقی میماند، به کار رود. مثلاً امید مستدام به معنای امیدی است که همیشه وجود دارد.
در زمینههای دینی و فلسفی: در برخی متون دینی و فلسفی، این واژه به مفاهیم ابدی و دائمی اشاره دارد، بهویژه در بحثهای مربوط به خداوند و صفات او.
مترادفها
پایدار، همیشگی، مداوم
متضادها
ناپایدار، موقت، گذرا
لغت نامه دهخدا
مستدام. [ م ُ ت َ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استدامة. آنچه دوام آن را خواسته باشند. ( اقرب الموارد ). || همیشه و همیشگی خواهنده. ( غیاث ) ( آنندراج ). پیوسته پاینده. غالباً در مورد دعا به کار میرود به معنی همیشگی و جاویدان باد، دیرینه و علی الدوام باد:
أقضی القضاة حجةالاسلام زین دین
کاثار مجد او چو ابد باد مستدام.خاقانی.یارب، کمال و عافیتت بر دوام باد
اقبال و دولت و شرفت مستدام باد.سعدی ( کلیات ص 814 ).- ظل عالی مستدام؛ سایه شما مستدام.
و رجوع استدامة شود.
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع. ] (اِمف. ) دائم، برقرار، پاینده.
فرهنگ عمید
دوام یافته، پایدار، دائم.
فرهنگ فارسی
دوام یافته، پایداروبرقرارشده
۱- (اسم ) دوام خواسته شده دوام یافته. ۲ - ( صفت ) پایدار: ظل عالی مستدام.
ویکی واژه
دائم، برقرار، پاینده.
جمله سازی با مستدام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هزار شکر که جنت دوام خواهد بود محبت تو مرا مستدام خواهد بود
💡 ازمن برند لمعه نور آفتاب و ماه تاسایه تو بر سر من مستدام شد
💡 روز عمرت بی زوال و ملک و دولت مستدام دوستان در اوج تعظیم و بداندیشان حقیر