مزه دادن
مترادفها
چشیدن، مزه کردن
لغت نامه دهخدا
مزه دادن. [ م َ زَ / زِ دَ ] ( مص مرکب ) خوش طعم بودن. خوش مزه بودن. طعم خوش داشتن.
- امثال:
خیزی هر کس به دهان خوش مزه می دهد.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) خوش مزه بودن غذا.
جمله سازی با مزه دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ساغر از غیر گرفتن گل بی پروایی است به حریفان مزه دادن ثمر رسوایی است
💡 سرآشپز حرفهای قبل از سرو کردن غذا، حتماً با دقت بسیار زیاد به مزه دادن به چاشنیها میپردازد تا از تعادل میان نمک و ادویه مطمئن شود.
💡 هنگام پختن سوپ، لازم است مدام با قاشق به مزه دادن ادامه دهی تا زمانی که طعم آن دقیقاً مطابق با دستور پخت اصلی و مطلوب شود.
💡 او با دقت به مزه دادن به تکههای کوچک میوه شروع کرد تا بفهمد آیا میوههای خریداری شده به اندازه کافی شیرین و رسیده هستند یا خیر.