لغت نامه دهخدا
مدرکی. [ م ُ رِ کی ی ]( ص نسبی ) منسوب است به مدرک. ( از الانساب سمعانی ).
مدرکی. [ م ُ رِ کی ی ]( ص نسبی ) منسوب است به مدرک. ( از الانساب سمعانی ).
💡 چون ندارد مدرکی جز رنگ و بو جملهٔ اقلیمها را گو بجو
💡 بود بلندم چو فلک مدرکی حادثه نگذاشت از آن صد یکی
💡 الهه عبری این نظریه را از طریق تفسیر منابع باستانشناسی و متنی به عنوان مدرکی برای احترام به موجودات زنانه پشتیبانی میکند. الهههای عبری که در این کتاب شناسایی شدهاند عبارتند از: اشره، آنات، عشتروت، آشیما، کروبیها در هیکل سلیمان، شکینا و شخصیت عروس شبات
💡 مدرکی آمد که ادراکش بفیض انکشاف راه استدلال را سدیست در حسن سواد