لغت نامه دهخدا
( مخصوصاً ) مخصوصاً. [ م َ صَن ْ ] ( ع ق ) خصوصاً و علی الخصوص و بطور خاص. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به خصوصاً شود.
( مخصوصاً ) مخصوصاً. [ م َ صَن ْ ] ( ع ق ) خصوصاً و علی الخصوص و بطور خاص. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به خصوصاً شود.
( مخصوصاً ) (مَ صَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) بویژه، بخصوص.
به ویژه، خصوصاً.
۱- بالا ختصاص اختصاصا. ۲- خاصه ویژه: همه - مخصوصا حسن - خوشحال بودند... ۳- عمدا: مخصوصا این حرف را زدم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو بیند غیر، مخصوصانه در دستم عنانش را پی رفع گمان، خود را نمایم دادخواه او
💡 ردههای دیگری غیر از ردههای جزء کلامی وجود دارند- مخصوصاً در ردهبندی زبانی نوین، که معمولاً تمایز دقیقتری نسبت به طرحهای سنتی دارند شامل: کلاس واژه، کلاس واژگانی، و ردهبندی واژگانی است.
💡 بزم او حلقه جمعیت مخصوصان است من که مردودم و آشفته نباشد یارم
💡 و حوالهٔ نور آن نار به مخصوصان مشیّت کرد که: «یدی الله لنوره من یشاء».
💡 گوشهٔ چشم به من دارد و مخصوصان را میکند سوی خود آواز نمیدانم چیست