مختلفه
مترادفها
گوناگون، متفاوت، متنوع
متضادها
یکسان، همانند
فرهنگ عمید
= مختلف
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث مختلف: آرائ مختلفه جمع: مختلفات. یا دایر. مختلفه. یکی از دایرههای عروضی. سه بحر طویل و مدید و بسیط ازین دایره بیرون آیند.
جمله سازی با مختلفه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 إِلَی اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ بازگشت شما که امّت محمّداید، و ایشان که اهل کتاب پیشین و شرایع مختلفه بودند همه با خدای است، با وی گردید، و شما را خبر کند بآنچه در آن مختلف بودید و جدا جدا گوی.