مجک
لغت نامه دهخدا
مجک. [ م ُ ج ُ ] ( اِ ) نخود سیاه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
جمله سازی با مجک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر آتش نظر دل زیرکترین خصم جوشی بر آن قیاس که در زیر بامجک
💡 دادگاه ۲۳ نفر از ماموران دولت آمریکا را که در ربودن اسامه نصر دست داشتند بهطور غیابی محاکمه کرد و همگی را به زندان محکوم کرد. دولت ایالات متحده از تحویل ماموران سیا به ایتالیا جهت سپری کردن دوران مجکومیت خودداری کردهاست.