لغت نامه دهخدا
مالایطاق. [ ی ُ ] ( ع ص مرکب ) آنچه که در قدرت کسی نباشد. ( آنندراج ) ( از غیاث ). فوق طاقت و غیرقابل تحمل. ( ناظم الاطباء ). بالای توانایی. که تاب نتوان آورد: تکلیف مالایطاق محال است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مالایطاق. [ ی ُ ] ( ع ص مرکب ) آنچه که در قدرت کسی نباشد. ( آنندراج ) ( از غیاث ). فوق طاقت و غیرقابل تحمل. ( ناظم الاطباء ). بالای توانایی. که تاب نتوان آورد: تکلیف مالایطاق محال است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
آنچه فوق طاقت است، غیرقابل تحمل.
آنچه که فوق طاقت است، طاقت فرسا
آنچه که در قدرت کسی نباشد
( جمله فعلی صفت ) آنچه که در قدرت کسی نباشد غیر قابل تحمل. یا تکلیف مالایطاق. تکلیف فوق طاقت تکلیف شاق: از این تکلیف مالایطاق ما و اهل قلعه را سردار عظمت مدار معاف دارند.
آنچه که در قدرت کسی نباشد. فوق طاقت و غیرقابل تحمل. بالای توانایی.[۱]
↑ که تاب نتوان آورد: تکلیف مالایطاق محال است.
💡 با چشم بازگویی از آن رونظر ببند این صورتی است معنی مالایطاق را
💡 سفری که گام اول من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی بود، بودن یاران سست ساق تکلیف مالایطاق بود که از یاران این بساط و فرش، رفیقی سفر کرسی و عرش نیاید
💡 خدیوست و تکلیفِ مالایطاق چه درمان چنین اوفتاد اتّفاق
💡 در این حادثه بحدی شکسته دل و پریشان حواس میباشم که بشرح و بیان نمیگنجد و هر چند چندین عوض و بدل از همین دودمان مسعود همانجا آماده و موجود هست لکن، ماء لاکصدا و مرعی لاکسعدان و فتی لاکمالک چرا که آن وضع اتصال از کجا بحضرت ملک خصال شاهزاده بی همال خواهد بود؟ حق این است که تکلیف صبر و شکیب در این مصیبت مالایطاق است. اما بمرور روزگار عاقب کار بصبوری و شکیبائی خواهد کشید.
💡 امر مالایطاق بیداد است عقل از این شک و شبهه آزاد است
💡 یح. تکلیف مالایطاق بلامانع است. (بر خلاف نظر فلاسفه و معتزله)