مابه
فرهنگ فارسی
آنچه بدو ( بدان ) است. یا مابه الاحتیاج. ( اسم ) آنچه که مورد احتیاج است. یا مابه الاختلاف. ( اسم ) آنچه که مورد اختلاف است مایه گفتگو مایه کشمکش یا ما به الاشتراک. ( اسم ) آنچه در یمان افراد یک نوع یا انواع یک جنس مشترک باشد مقابل ما به الامتیاز و آن کلیی است که همه افراد آن کلی در آن با هم اشتراک داشته باشمد. یا ما به التعهد. ( اسم ) مال یا عملی که کسی تعهد اجرای آن را کرده آنچه درباره آن تعهد صورت گرفته. یا مابه النزاع. ( اسم ) آنچه که مورد نزاع است مایه کشمکش.
جمله سازی با مابه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مابه وجهی صفت روی تو با مه کردیم که بر او عاقبت این نکته موجّه کردیم
💡 این روستا پیش از انقلاب دارای یک دبستان به نام دبستان دولتی اله آباد و یک گرمابه ی عمومی سنگی بود که آثار گرمابه هنوز پابرجاست.
💡 ترکی که ز گرمابه برون آمده سرخوش مست است و برهنه تن اندر پی وام است
💡 جواب داد شتر کاین زمان ز گرمابه اگر تو خواجه سخن بر سخن نیفزایی
💡 آب گرمابه چنان گشته مزاجش که از آن نتوان تا ابد انگیخت بخار از آهک