لواف

لغت نامه دهخدا

لواف. [ ل َوْ وا ] ( ع ص ) گستردنی زلیه ساز. ( منتهی الارب ). لباف ( در تداول عامه فارسی زبانان ). جوال باف. پاتاوه باف. پلاس باف. ( مهذب الاسماء ) ( ملخص اللغات حسن خطیب ). پای تابه فروش. ( مهذب الاسماء ). صاحب آنندراج گوید: کسی که ریسمان و جدار ( ؟ ) و کره ( ؟ ) و غیره سازد و این عربی است و به فارسی شالنگی و در هندوستان شلنگی گویند:
من عاشق خسته مستمند
ز لواف افتاده ام در کمند
زمویی که او ریسمان بافته
رگم را به تار غمش تافته.میرزا طاهر وحید ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

(لَ وّ ) [ ع. ] (ص فا. ) ۱ - زیلوباف. ۲ - سازندة لوازم چادر و خیمه. ۲ - جوال باف.

فرهنگ عمید

گلیم باف، زیلو باف.

فرهنگ فارسی

گلیم باف، زیلوباف
( صفت ) ۱- زیلوباف. ۲- سازند. لوازم چادرو خیمه. ۳- جوال باف. ۴ - پاتاوه باف پای تابه فروش.

ویکی واژه

زیلوباف.
سازندة لوازم چادر و خیمه.
جوال باف.

جمله سازی با لواف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انّما انت غناء و شراب و شباب جودک الموجود بحر فضلک الوافی سحاب

💡 همچنین هر طایفه‌ای در صنعت و حرفت خویش باید که اول از حظ نفس و نصیب خویش خروج کنند و در هر کار توجه راست به حق آرند و به قدم صدق قطع مسافت هستی واجب شناسند تا به کعبه وصال برسندکه «فینما تولوافثم وجه‌الله». بیت

💡 شهر الکامل و الوافی (به عربی: الکامل والوافی) یکی از شهرستانهای منطقه شرقی در کشور عمان واقع شده‌است. جمعیت این شهر ۲۰٫۱۷۶ نفر است.

💡 در «الوافی بالوفیات» آمده که «ماجه» لقب پدر محمد بن یزید قزوینی است اما زبیدی در کتاب خود به نام «تاج‌العروس» ذکر کرده که ماجه نام مادر محمد بن یزید قزوینی بوده است. «ربعی» در نام او منسوب به قبیله ربیعه است.

💡 مردی حلوا فروشی را گفت که یک رطل حلوایم به نسیه ده. حلوافروش گفت: بچش، حلوای نیکی است. گفت: من به قضای رمضان سال پیش روزه دارم.

💡 شعاع وجهه یعلو علی شمس الضحی نورا کمال ساده الوافی یفوق الطور فی المتکین

نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز