لهاز

لغت نامه دهخدا

لهاز. [ ل ِ ] ( ع اِ ) چوب پاره ای که بدان سوراخ تبر و چرخ چاه را تنگ کنند. ( منتهی الارب ). || داغ که بر زیر گوش اشتر نهند. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ معین

(لِ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - چوب پاره ای که به وسیلة آن سوراخ تبر و چرخ چاه را تنگ کنند. ۲ - داغی که بر زیر گوش اشتر نهند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- چوب پاره ای که بوسیل. آن سوراخ تبر وچرخ چاه را تنگ کنند. ۲- داغی که بر زیر گوش اشتر نهند.

ویکی واژه

چوب پاره‌ای که به وسیلة آن سوراخ تبر و چرخ چاه را تنگ کنند.
داغی که بر زیر گوش اشتر ن

جمله سازی با لهاز

💡 وی را بطلمیوس دوم یا «فیزیک‌دان» نیز خوانده‌اند. در سده‌های میانه در اروپا الهازن خوانده می‌شد. ابن هیثم تفاسیر روشنگری در آثار ارسطو، بطلمیوس و اقلیدوس، ریاضی‌دان یونانی دارد. عمدتاً در قاهره زندگی کرده و در همان‌جا در سن ۷۶ سالگی درگذشت.

💡 کلهاز فرق یتیمان بربود پیرهن از تن عریان بستد