لفاظی
مترادفها
سخنپراکنی، زیادهگویی
متضادها
سکوت، ایجاز، خلاصه گویی
لغت نامه دهخدا
لفاظی. [ ل َف ْ فا ] ( حامص ) زبان بازی. عمل لفّاظ.
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] ۱ - (ص نسب. ) مربوط به لفظ. ۲ - (اِ. ) عمل بازی کردن با واژه ها، آوردن واژه های آهنگین یا دشوار برای فریفتن شنونده یا خواننده.
فرهنگ فارسی
عمل و کیفیت لفاظ.
ویکی واژه
مربوط به لفظ.
عمل بازی کردن با واژهها، آوردن واژههای آهنگین یا دشوار برای فریفتن شنونده یا خواننده.
جمله سازی با لفاظی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کاردانان را بیرون ز سخن کاری نیست غیر لفاظی در سر و علن کاری نیست
💡 این طرفی از تفسیر اطلاقهاء ایشانست از الفاظی کی ما یاد کردیم آنرا بر طریق اختصار، اکنون یاد کنیم بابها اندر شرح مقامات که سالکان برو رفته اند. و پس ازین بابی چند در تفصیل احوال ایشان بدان حد که خداوند آسان کند بِمَنَّهِ وَفَضْلِهِ.
💡 دری و تازی و ترکی بگوید به الفاظی که زنگ از دل بشوید
💡 به این ترتیب الفاظی که دارد ننگ موزونی دو مصرع ربط پیدا میکند گر لب به لب بندم
💡 در جلسات رسمی و مباحثات علمی، استفاده از لفاظیهای بیهوده و کلمات پرطمطراق بدون محتوای مفید، باعث اتلاف وقت و کاهش کیفیت گفتگوهای موجود میشود.
💡 سیاستمداران باید به جای درگیر شدن در لفاظیهای سیاسی و حملات شخصی، بر حل مشکلات واقعی مردم و ارائه برنامههای اجرایی متمرکز شوند.
💡 منتقدین معتقدند که برخی نویسندگان برای جلب توجه مخاطبان، به جای ارائه تحلیلهای دقیق، از لفاظیهای مبالغهآمیز و جملات بسیار پیچیده استفاده میکنند.