لدغ. [ ل َ ] ( ع مص ) لسع. تلداغ. گزیدن ( چنانکه مار و کژدم ). ( منتهی الارب ). گزش. گزیدن و زدن با دهان چنانکه در مار. ( حریری ). گزیدن کژدم. ( تاج المصادر ). گزیدن مار و کژدم و منج. ( زوزنی ):
سده و دیدان و استسقاء و سل
کسر و ذات الصدر و لدغ و درد دل.مولوی.حدیث: لایلدغ المؤمن من جحر مرّتین. صاحب آنندراج گوید: گزیدن کژدم و مار و ابن حاج نوشته آنکه به مؤخر خود نیش زند مثل زنبور و کژدم، گزیدن آن را لدغ و لسع گویند و آنکه به دندان گزد مثل سگ و سباع و مار گزیدن آن را نهش نامند. || طعن کردن کسی را به سخن. ( منتهی الارب ). طعنه زدن: لدَغه بکلمة؛ طعنه زد او را.
(لَ دْ ) [ ع. ] (مص م. ) گزیدن، نیش زدن.
گزیدن، گزیدن با نیش، نیش زدن.
( مصدر ) گزیدن ( مار و کژدم و جز آنها ): سده و دیدان و استسقائ و سل کسر وذات الصدر و لدغ و درد دل. ( مثنوی لغ. )
💡 و قیل معناه: ازاغ بصری عنه ام کان من الغائبین؟ و قیل «أم» هاهنا بمعنی الالف و تقدیره: أ کان من الغائبین. و قیل معناه بل کان من الغائبین. لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِیداً و کان عذابه ان ینتف ریشه فیدعه ممّعطا. ثمّ یلقیه فی بیت النّمل فیلدغه. و قیل ینتف ریشه فیدعه فی الشمس. قال مقاتل بن حیان معناه لاطلینّه بالقطران و لاشمسنّه.
💡 الدغاریر (به عربی: الدغاریر) در عربستان سعودی است که در استان جازان واقع شدهاست.
💡 گوش من لایلدغ المؤمن شنید قول پیغامبر بهجان و دل گزید