لبب. [ ل َ ب َ ] ( ع اِ ) سر سینه. ( منتهی الارب ). لبة. بر. ( مهذب الاسماء ). منحر. || حمایل جای از سینه. ( منتهی الارب ). موضع که بند بر آن نهند. ( منتخب اللغات ). || موضع القلادة من الصدر. ج، لباب و الباب. ( بحرالجواهر ). پیش بند پالان. ( منتهی الارب ). فروبند. ( حبیش ). بربند. ( مهذب الاسماء ). دوال زیر شکم اسب که یکسرش به سینه بسته باشد و یکسرش به تنگ. ( منتخب اللغات ). سینه بند. پیش بند. || رسن جوی که بر گردن گاو نهند. ( مهذب الاسماء ) || ریگ تنک. ج، اَلباب.( منتهی الارب ). || بسیاری از ریگ. ( منتخب اللغات ). || حال. ( منتخب اللغات ). منه قولهم فلان فی لبب رَخی؛ ای حالة واسعة. ( منتهی الارب ).
لبب. [ ل َ ب َ ] ( اِخ ) نام جایگاهی است. ( معجم البلدان ).
(لَ بَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - سرسینه. ۲ - دوال زیر شکم اسب که یک سرش به سینه بسته باشد و سر دیگرش به تنگ، بربند.
( اسم ) ۱- سر سینه. ۲- دوال زیر شکم اسب که یک سرش بسینه بسته باشد و سر دیگرش به تنگ بربند.
نام جایگاهی است
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱۶(بار)
سرسینه.
دوال زیر شکم اسب که یک سرش به سینه بسته باشد و سر دیگرش به تنگ؛ بربند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا گلی نو بشکفد هر ساعتی بر روی او کوی ازو حونگلبببتان و خانه زو چونکلسن است
💡 ابوالفرج البَبَّغا (۹۲۷-۱۰۰۸) (نسب:ابوالفرج عبدالواحد بن نصر بن محمد نصیبی) شاعر و ادیب عرب در سدهٔ چهارم قمری بود. به مخزومی نیز شناخته میشود اما از بنیمخزوم نبود؛از برای شلدارش زبانش به الببَغاء شهرت یافت. سیف الدوله حمدانی را مدح کرده.
💡 رکوردداران تعداد بازی بین بازیکنان استقلالببیشترین بازی بازیکنان استقلال در لیگ باشگاهی ایرانبیشترین بازی بازیکنان استقلال در رقابتهای آسیایی
💡 افزون طلببانند کز اندوه زر و سیم بار غم عالم بدل شاد نهادند
💡 راستی عشاق را سوز و نوای دیگرست گه ز چنگ عندلبب و گه ز چنگ رامتین