لغت نامه دهخدا
قوأی. [ آ ] ( ع ن تف ) مؤنث اقوی. ( ناظم الاطباء ). قوی تر. نیرومندتر.
قوأی. [ آ ] ( ع ن تف ) مؤنث اقوی. ( ناظم الاطباء ). قوی تر. نیرومندتر.
مونث اقوی قوی تر نیرومند تر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بشکست طاق کسروی، بنیاد ایمان شد قوی دست قوای معنوی، شد فاتح ملک عجم
💡 به دلق و برد و تسبیح از ره مرو عرفی که از تقوای زاهد شیوهٔ تزویر می زاید
💡 از عقل پردهپوش و زتقوای خود فروش بیگانهام به یک نگه آشنا کنند
💡 مرا تا میدهد چشم تو جام باده، مینوشم تویی چون ساقی مجلس چه تقوایی چه آیینی
💡 قسمت چهارم، در قوای داروها و غذاها و آنچه در طب بدان احتیاج باشد؛