قلیان
قلیان یک وسیله برای کشیدن تنباکو یا سایر مواد دخانی است که در فرهنگهای مختلف به ویژه در خاورمیانه و جنوب آسیا محبوبیت دارد. این وسیله به طور کلی شامل یک بدنه، کاسه، شلنگ و آب است.
ساختار
بدنه: از مواد مختلفی مانند شیشه، فلز یا چوب ساخته میشود و به عنوان پایه قلیان عمل میکند.
کاسه: قسمتی است که تنباکو یا مواد دخانی در آن قرار میگیرد و با فویل پوشانده میشود.
شلنگ: وسیلهای است که دود از کاسه به دهان کاربر منتقل میشود. شلنگ از مواد نرم و انعطافپذیر ساخته شده است.
آب: قلیان به وسیله آب دود را تصفیه میکند و باعث خنک شدن آن میشود.
کاربرد
این ابزار به عنوان یک وسیله تفریحی برای کشیدن تنباکو در جمعهای دوستانه و خانوادگی استفاده میشود. افراد در قهوهخانهها یا مکانهای اجتماعی به قلیان کشیدن میپردازند.
ملاحظات بهداشتی
کشیدن آن ممکن است با خطرات بهداشتی همراه باشد، زیرا دود میتواند حاوی مواد مضر و سموم باشد. همچنین، مصرف آن با اعتیاد به نیکوتین و سایر مواد دخانی مرتبط است.
لغت نامه دهخدا
قلیان. [ ق َل ْ ] ( اِ ) غلیان. رجوع به غلیان شود.
- قلیان بردار؛ خدمتکاری از مقربان که قلیان بردارد. ( لغت محلی شوشتر ذیل رسم ).
- قلیان شوی؛ چوبی بر سر آن دسته ریسمان پشمین کرده که درون کوزه یا شیشه قلیان را شویند.مفتولی و بر سر آن مقداری موی اسب که در میان کوزه ٔقلیان گردانیده جرم آن شویند.
قلیان. [ ق ُل ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حسین آباد. بخش حومه شهرستان سنندج، واقع در 11هزارگزی شمال سنندج و 2 هزارگزی خاور شوسه سنندج به سقز. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنه آن 110 تن آب آن از رودخانه و چشمه و محصول آن غلات، توتون، لبنیات. و شغل اهالی زراعت و گله داری است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
قلیان. [ ق َل ْ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان زلفی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد، در 42هزارگزی جنوب الیگودرز، کنار راه مالرو چال به سکانه. سکنه آن 17 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
فرهنگ معین
(قَ ) [ ع. غلیان ] (اِ. ) وسیله ای برای دود کردن تنباکو.
فرهنگ عمید
وسیله ای برای دود کردن تنباکو مرکب از سر قلیان، بادگیر فلزی، میانۀ چوبی، میلاب، نی یا نی پیچ، و مخزن آب.
فرهنگ فارسی
( اسم ) رسم الخطی غالب برای غلیان. یا قلیان چاق کردن. آماده کردن قلیان.
ده کوچکی است از دهستان زلفی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در ۴۲ هزار گزی جنوب الیگودرز کنار راه مالرو چال به سکانه.
دانشنامه آزاد فارسی
قَلیان
(یا: غلیان) وسیله ای برای دودکردن تنباکو، با مخزن آبِ معمولاً شیشه ای و آتش دانی بر سَر آن. در مخزن کوزه ای آن آب ریخته می شود و تنباکو در قسمت فوقانی در جایی مخصوص زیر زغال قرار می گیرد و از طریق نی پیچ انعطاف پذیر که به کنار این وسیله متصل است، دود با گذشتن از آب بالا کشیده می شود. کوزۀ آن از بلور، شیشه، و پوست کدو یا نارگیل تهیه می شد که امروزه نوع شیشه ای آن متداول است. به احتمال فراوان قلیان را ایرانیان پدید آوردند و سپس از ایران به هند، ترکیه و عراق رفته است. استعمال قلیان از دورۀ شاه عباس صفوی اول در میان ایرانیان معمول شد. در گذشته کشیدن قلیان مخصوص درباریان و اعیان بود و کم کم به درون مردم راه یافت. با رواج سیگار، قلیان از رونق افتاد و از اعتبار و اهمیت آن کاسته شد.
جمله سازی با قلیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رسم است که شکرّ از نی آید بیرون قلیان بلب لعل تو نی در شکر است